Skip to content

وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَآمَنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَهُوَ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بَالَهُمْ

سوره محمد (ص) آیه شریفه 2

صفحه اصلی کتابخانه
کیمیای وصال مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
چهارشنبه ، 13 آبان 1388 ، 12:44

vesalبسم الله الرحمن الرحیم

کتاب « کیمیــای وصــال »
نوشته آیت الله استاد محمد شجاعی 
چاپ انتشارات سروش 1388

فصل اول : مقدمات

حیات نخستین و تفاوت آن با حیات دنیایی
حیات دنیایی از دیدگاه قـرآن
حیات حقیقی از دیدگاه قـرآن
تأثیر ایمان و کفر در حیات دنیایی
حجاب های ظلمانی و حجاب های نورانــی
تفاوت حجاب های ظلمانی و نورانــی
حجاب های نورانی درکلام وحــی
حقیقت حجاب و محجوب

 

آثار حیات دنیایی و مقایسه آن با حیات های بالاتر
گستـرش تـوان درک  درمراتب بالای حیــات
حیات برتـر در گرو مرگ حیات پایین تر ( مرگ اختیاری )
مرگ اختیاری در کلام وحــی و معصومـان (ع)
کمـال ادراکات ، نشانه حیات برتــر
ادراکات بالاتـر در کلام  وحــی
نمونه های قـرآنی از حیات  برتــر
نمونه های روایـی از حیات برتــر
تبعیت ازدین و انسـان کـامل ، شـرط  حیـات برتر

فصل دوم : منازل سلوک

بخش اول : منزل یقظــه
بخش دوم : منزل توبــه
بخش سوم : منزل انابــه
بخش چهارم : منزل مراقبــه
بخش پنجم : منزل قصـد و لزوم آن در مراقبه
بخش ششم : منزل عــزم در طلب حق تعالــی
بخش هفتم : منزل اراده و جایگـاه آن درسلـوک
بخش هشتم : منـزل ادب
بخش نهم : منزل فقــر و جایگاه تحصیل آن در مراقبه
بخش دهم : منزل انــس و اهمیت تحصیل آن

گزیده ای از کتاب « کیمیای وصال »

حرکت در مسیر تزکیه نفس و خودسازی در گرو تحصیل آگاهی و شناخت از چهره اصلی خود است. انسان باید دریابد که پیش از حیات دنیایی، از چه حیاتی برخوردار بوده و معرفت اش در باره حقایق هستی، چه اندازه بوده است. همچنین در حیات دنیایی خود بیندیشد تا دریابد که پس از ورود به عرصه دنیا، چه حجاب هایی او را فراگرفته و از چه حقایقی محجوب مانده است؛ البته این آگاهی برای هر انسان علاقه مند به تزکیه و پاکسازی نفس، ضروری است؛ زیرا پس از این آگاهی است که می کوشد راهی برای از بین بردن حجاب ها و آلودگی ها بیابد.

...........

گاه ممکن است چنین تصور شود که منظور از حیات دنیایی، زندگی انسان در عالم طبیعت و ماده است که از آن تعبیر به حجاب ها شده است؛ ولی باید توجه داشت که وقتی در قرآن کریم کلمه ای همچون « الحیوة الدنیا » آورده می شود، مقصود زندگی در عالم ماده و طبیعت نیست، بلکه مراد، حیات پایین و پست است که انسان می تواند در برابر آن از حیاتی بالاتر برخوردار باشد و تا زمانی که در این حیات پست به سر می برد، از مشاهده وجه حضرت حق، محجوب و محروم است.

...........

حجاب های ظلمانی همان وابستگی ها، دلبستگی های انسان به حیات دنیوی است که همچون پرده هایی قلب انسان را از مشاهده جمال حق تعالی محروم  و درحقیقت انسان را چنان سرگرم خویش می کند که از خدا غافل می شود؛...

در این مرحله، مجاهده و زدودن حجاب های ظلمانی بسیار سخت و طاقت فرسا است؛ زیرا کنارگذاشتن تعلق ها، دشوار است؛ به همین سبب رسول خدا (ص) از آن به « جهاد اکبر» یاد می کند.

.........

تفاوت دیگری که بین حجاب های ظلمانی و نورانی وجود دارد، این است که از کنار زدن حجاب های ظلمانی و نجات از آن با عباراتی همچون زدودن، ترک و رفع حجاب تعبیر می شود؛ در حالی که درباره حجاب های نورانی، شکافتن و خرق، به کار می رود؛ چنان که در مناجات شعبانیه آمده است:

« ... حَتی تَخرقَ ابصارُ القلوبِ حُجبَ النّـور».
.............

اکنون باید دانست آن چیزی که از حقایق محجوب است، جسد مادی انسان نیست، بلکه روح او است که تا وقتی در مرتبه پست حیات خویش به سر می برد، از حقایق محجوب است؛ یعنی روح، در چنین مرتبه ای از مراتب موجودیت خود، محجوب از حق تعالی و حقایق عالم است. به عبارت دیگر حیات دنیایی و روح دو امــر جدا نیستند که روح یک چیز و حیات دنیایی چیز دیگری باشد تا هنگـــامی که روح در آن حیــات واقع شده است، محجوب از حق گردد؛ بلکه روح، حـیّ و زنده به نوعــی حیات است و حیــات دنیایی پایین ترین و پست ترین موجودیت و مرتبه روح است که بین او و خداوند تعـالی حجاب می شود.

.............

بنابراین حجاب بین هرچیزی با خداوند، ذات آن چیز است؛ پس حجاب بین انسان و خدا، همان ذات خود انسان است؛ به عبارت دیگر ذات من است که بین مـن و خـــدا حجاب شده است و چون حجاب که ذات انسان است برای خدا معلوم است، پس خدا از انسان محجوب است، ولی انسان از خدا محجوب نیست.

همچنین با غفــلت از همین ذات که حجاب بین انسان و خدا است، وجــه حق تعــالی مشاهده می شود؛ به عبارت دیگر باعدم توجه به ذات خود، دیگر این حجاب، حجاب نخواهد بود؛ چنان که علامــه طبـاطبــایی (ره) درکتاب « وسائط » چنین می گوید:

« و من هنا تبین ان الحاجب هو ذوات الاشیاء بوجوداته المستعاده و ان الذوات حاجبه غیر حاجبه ای ان الشهــود انما یتحقق بالغفــلة عن الذات » ...

این سبــو بشکــند در این دریـــا                  بحـــر بی منتهــا شود ، چـــه شود

...............

ادامه دارد...

 
 امروز : سه شنبه - 27 آذر 1397
  9 ربيع‌الثاني 1440

در محضر نور

بسم الله الرحمن الرحیم
از حکم حضرت امیر صلوت الله علیه در محضر آیت الله استاد محمد شجاعی

اَلمُکَوّرُ شیطانٌ فی صُورةِ الانسان
هرخُلقـی، هر فکر و عقیده ای، هر چه در وجود انسان غـالب شد، صورت برزخی انسان به همان صورت است.

اَعظَمُ المَصائبِ وَ الشِّقاءِ اَلوَلَهُ بِالدنیا
آنها که گرفتار مستی نمی شوند خیلی کم اند، آنها دیگر مست نیستند، علم که بالا می رود، می فهمد که چیزی نفهمیـــده، این نهـــایت دانستـــن است.


اَکبرُ الاَوزارِ تَزکیةَ الاَشرار

اشرار با زحمات رسول اکرم و حضرت امیر صلوات الله علیهما، بازی می کنند، چقدر انبیاء را کشتند، اینها اشرار هستند که با خون و مشروعیت و مصائب اینها بازی می کنند؛ از اینها تعریف نکنید.

تازه های سایت

*فایل تصویری  بیانات حضرت استاد در شب رحلت حضرت رسول اکرم (ص) سال 1367 هـ ش (فایل تصویری)

*فایل صوتی در خصوص حضرت امام علی بن موسی الرضا (ع)

*در قسمت دانلود بیانات صوتی، فایلهای صوتی با حجم کمتر و با فرمت WM2 جهت استفاده بهتر کاربران گرامی، قرار گرفته است.

تذکرات

بسم الله الرحمن الرحیم
از تذکرات حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی

أشهد أن محمدا رسول الله


أشهد أن محمدا رسول الله معنی اش این است که رسول الله صلوات الله علیه فرستاده خداست، ما شهادت می دهیم که او فرستاده خداست، هر چه گفته چه در قرآن و چه از خودشان نقل شده که همان .تفسیر قرآن است