Skip to content

وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَآمَنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَهُوَ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بَالَهُمْ

سوره محمد (ص) آیه شریفه 2

صفحه اصلی کتابخانه
اسماء حسنی مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
شنبه ، 7 شهریور 1388 ، 13:45

asmahosnaبسم الله الرحمن الرحیم

کتاب اسماء حسنی نوشته آیت الله استاد محمد شجاعی از انتشارات سروش
این کتاب ارزشمند دارای 10 فصل است:
فصل اول ــ اهمیت اسماء حسنی در نظام وجود
فصل دوم ــ اصطلاحات مخصوص در تبیین اسماء الهی
فصل سوم ــ هر اسمی که احسن الأسماء است برای خدا و مخصوص اوست
فصل چهارم ــ مقصود از احسن الأسماء چیست؟
فصل پنجم ــ فرق معانی اسماء الهی با معانی اسماء مخلوقات
فصل ششم ــ اسمائی که در ظاهر قرآن آمده است
فصل هفتم ــ اسمائی که در روایات و دعاها آمده است


فصل هشتم ــ عدد ذکر شده برای اسماء در بعضی روایات چیست؟
فصل نهم ــ مقام ذات و اسماء حسنی
فصل دهم ــ اسماء ثبوتی و اسماء تنزیهی

گزیده ایی از کتاب اسماء حسنی:
..........

اگر در آیات قرآن، در صراحت ها، اشارات ها، و نکته های آنها به دقت و تعمق بپردازیم، می بینیم خدای متعال در مقام بیان خلق و تدبیر و ابعاد آن، و در مقام بیان انحاء مختلف افاضات، و همچنین در مقام بیان بازگشت وجود، و مرگ و بعد از مرگ، و حشر و نشر، و حساب و کتاب و جزاء، و نظایر اینها، و خلاصه اینکه، در مقام بیان آنچه در نظام وجود می گذرد، به اسماء حسنای خود اشاره فرموده و هر امری از امور را به خود، به اسم خاصی از اسماء خود که مناسب آن امر است نسبت می دهد.
از باب مثال:
1ــ در آیه 62 سوره زمر می فرماید:

« الله خالق کل شیء و هو علی کل شیء وکیل »

یعنی، خدای متعال، خالق هر چیز است و اوست وکیل برهر چیز.
در این آیه شریفه خلقت و ایجاد هر چیز را به خود با اسم «خالق» نسبت می دهد، و به عبارتی، در این آیه می فرماید، خدا به اسم «خالق» خود همه چیز را خلق می کند. ...
...4ــ در آیه 95 همین سوره می فرماید:
«ان الله فالق الحب و النوی یخرج الحی من المیت و مخرج المیت من الحی ذلکم الله فانی توفکون».
...در این آیه شریفه شکافته شدن دانه ها و هسته ها و ذره ها را که شکافته می شوند و از درون آنها حقایق جدیدی به ظهور می رسد، به خود با اسم « فالق» نسبت می دهد و میفرماید خدا به اسم « فالق» خود دانه ها و هسته ها و ذره ها را می شکافد و از درون آنها حقایق و پدیده های جدیدی را ظاهر می سازد . ...

اصطلاحات مخصوص در تبیین اسماء الهی
...آنان در این باب و در قسمت های مختلف آن ، اصطلاحات مخصوص دارند که متداول در بین آنهاست، و در بیان مقصود و تفهیم آن، و نزدیک کردن و رساندن معارف عالیه اسماء حسنی به اذهان و افهام، گویایی بهتر و روشنگری بیشتری در این اصطلاحات وجود دارد، و راه فهم درست را برای اذهان هموارتر نموده و از لغزش ها و انحراف ها باز می دارد.
این اصطلاحات متداول در بین آنان، بر خلاف آنچه که بعضی ها فکر می کنند، در اکثرموارد برگرفته از آیات و روایات و أدعیه مأثوره است و از آنها استفاده شده است، و در بعضی موارد هم برگرفته از تحلیل های فلسفی و عرفانی است.

نمونه هایی از اصطلاحات:
...الف ــ نمونه هایی از اصطلاحات متداول در خصوصیات ذات خدای متعال: «غیب ذات»، « ذات غیبی »، « هویت غیبیه » و ...
این اصطلاحات را می شود به وضوح یا با تأمل و تعمق، برگرفته و استفاده شده از شواهدی دانست که به بعضی از آنها اشاره نموده و دقت و تعمق را توصیه می کنیم.
1- درآیه اول سوره مبارکه توحید می فرماید:
« بسم الله الرحمن الرحیم ، قل هو الله احد ».
2- در آیات آخر سوره حشر می فرماید:
« هو الله الذی لا اله الا هو عالم الغیب و الشهادة
هو الرحمن الرحیم ـ هو الله ...».
درآیه اول سوره توحید و در این آیات می شود کلمه « هو » را با در نظرگرفتن معنی لغوی آن مبتدا و ناظر به غیب ذات حساب کرد و اصطلاحات متداول در خصوص ذات خدای متعال را که ذکر کردیم، برگرفته و استفاده شده از اینجا دانست. ( دقت شود)
..........
ب ــ نمونه هایی از اصطلاحات متداول در باب جمال و جلال
« جمال »، «جلال»، « صفات جمال»، « اسماء جمال »، « صفات جلال»، « اسماء جلال»، « جمال جلال »، « جلال جلال »، « جلال جمال » و ...
این اصطلاحات را می شود به وضوح یا با تأمل و تعمق، برگرفته و استفاده شده از شواهدی دانست که به بعضی از آنها اشاره نموده و بر دقت خوب تاکید می کنیم:
1- در مناجات الراغبین حضرت علی بن الحسین سلام الله علیه این جمله آمده است که:
«...وافدا الی حضرت جمالک مریدا وجهک ...».
از تعبیر« حضرت جمالک » که ناظر به مقام تجلی ذات به جمال است، می شود اصطلاح «جمال» و « صفات جمال » و « اسماء جمال » و « جمال جلال » را با تأمل استفاده کرد.
..........

کمالات حق و تابش ها
اصل هر کمالی از کمالات وجودی، و مطلق و نامحدود آن، مخصوص خداست و غیر او از خود چیزی ندارد، و به طوری که اصل وجودش از خداست، آنچه از جمال و کمال وجودی دارد، آن هم از خداست و تابشی از جمال و کمال اوست در حد معین، یعنی به اندازه قابلیت آن.
در آیه 64 سوره حج می خوانیم :
« له ما فی السموات و ما فی الارض و إن الله لهو الغنی الحمید »
یعنی «برای خدا و مخصوص اوست آنچه در آسمانها و زمین است و آنکه غنی است و هر کمالی را ذاتا و بی حد و بی نهایت دارد، و آنکه مورد ستایش است، خداست و بس».
همین مضمون و حقیقت را در آیات دیگر قرآن با تعبیرات مشابه و تعابیر دیگر و در هرکدام هم با نکته ها و اشارات های خاص، و با لحن ها و سیاق های متنوع، زیاد می بینیم.
این آیه شریفه و نظایر آن، اهل بصیرت و ارباب را به دقایق و حقایق زیادی هدایت می کند.
هر کدام از این قبیل آیات با اشارت های مخصوص، پرده از روی این حقیقت برمی دارد که اصل هر حُسن و بهاء، و اصل هر جمال و کمال و مطلق و نامحدود آن، مخصوص خدای متعال است، و هرحُسن و هر کمالی درهر موجود و مخلوقی، تابش محدودی است ازحُسن و کمال بی نهایت او.

آن  جمال و قدرت و  فضل و هنر                  ز آفتاب حُسن کرد این سو سفر
باز می گردند چـــــــون  استارها                  نـور   آن  خورشید  زین   دیوارها
پرتو خــــــــورشید  شد تا جایگاه                  ماند  هــر  دیوار  تاریک  و  سیاه
(دفترپنجم مثنوی)
حافظ هم می گوید:
هر دو عالم یک فروغ روی اوست                  گفتمت  پیدا و پنـــــهان نیز هم

مخلوقات همانند قالب هایی هستند که هر کدام درحد خود و به اندازه خود، تابش گاه و تجلی گاه جمال و کمال خدای متعال و به تعبیری، مجلا و مظهر کمالات وجودی اوست، چه در اصل وجود خود، و چه در کمالات وجودی خود.
بهترین دلیل براین حقیقت درنزد صاحبان بصیرت، و نه پیش ارباب غفلت، ماجرای تبدل ها، تحول ها، صورت عوض کردن ها، و جابجا گشتن صورت ها درنظام مشهود است.
اگر در همه آنچه در عالم مشهود می گذرد دقت کنیم، به وضوح خواهیم دید هر موجود و هر مخلوقی چند صباحی به اندازه خود، محل تابش جمال و کمال خداست، و بعد از مدتی هم تمام می شود، یعنی از معرض تابش جمال و کمال او کنار می رود و موجود یا مخلوق دیگری در معرض تابش یا تابش ها قرار می گیرد و آن هم بعد از مدتی جای خود به دیگری می دهد. همین طور علی الاتصال به اندازه ای که مخلوقات در درجات مختلف پذیرا هستند، تابش های حُسن وکمال او در قالب های آنها به ظهور می رسد و در مقطع محدودی در آنها می تابد و به طور منظم و کاملا حساب شده ای قالب ها جابجا می شوند و می گذرند، و آنچه ادامه دارد، همان اصل تابش ها ست. ( دقت شود ).
مولوی می گوید :
خلق را چون آب دان صاف و زلال                   اندر او تابان صفات ذوالـــــجلال
علمشان و عدلشان و لـطفشان                   چون ستاره چـــرخ  بر  آب روان

و بعد ازچند بیت می گوید :
آب مبدل شد در این جو چند بــــار                عکس آن خـــورشید دائم برقرار
پس  بنایش نیست بر  آبـــــی روان               بلکه بر اقطار عـــــرض   آسمان
( دفترششم مثنوی )
..........
تجلیات اسمائی ذات غیبی، برای یک سلسله غایات الهی و مقاصد ربوبی، از آن جمله اینکه، مخلوقات او در مقام عبودیت و در مقام دعا و تسبیح و حمد او، از طریق اسماء او به او متوجه شوند، و به عبارتی، به اسماء او، به او روی بیاورند و او را بخوانند و بخواهند، زیرا که به غیب ذات او راهی نیست، و ذات بی نام و نشان او را نمی شود قصد کرد و متوجه شد، مگر از طریق اسماء او و به اسماء او. ( دقت شود )
آیه 110 سوره اسراء را از این نظر هم بخوان و تدبر کن که فرمود :
« قل ادعوا الله او ادعوا الرحمن أیا ما تدعوا فله الاسماء الحسنی ».
همه مخلوقات و همه ذرات وجود به خدای متعال علم دارند، و همه به او عشق می ورزند، و به تسبیح او مشغول، و در طلب و حرکت به سوی او هستند، لکن از طریق اسماء او به اسماء او:
«تسبح له السموات السبع و الارض و من فيهن و ان من شيء
الا يسبح بحمده و لكن لا تفقهون تسبيحهم انه كان حليما غفورا».
(اسرا-44)
جمله  ذرات  عــــــالم در   نــهان                 با  تو  می گویند  روزان   و  شبان
ما سمیعیم و بصیریم و  هُــشیم                 با شما نا محرمان مــــا  خامُشیم
چو شما سوی جمادی  می روید                محرم جان  جمادی کـــــی  شوید
از  جمادی  در  جهان  جـان  روید                غلغل  اجــزای  عـــــــالم  بشنوید
فـــــــاش تسبیح  جمادات  آیدت                 وسوسه   تـأویل  ها   نـربایــــدت
چون  ندارد  جـــان  تو  قندیل ها                 بهـــر  بینش   کرده ای  تـأویل هـا
(دفترسوم مثنوی )
..........
اسماء ثبوتی و اسماء تنزیهی
اسماء حسنای خدای متعال به لحاظی به دو دسته تقسیم می شوند: اسماء ثبوتی و اسماء تنزیهی.

اسماء ثبوتی
اسماء ثبوتی، اسمائی هستند که از کمالات ذات و صفات ثبوتیه او خبر می دهند و ثبوت کمالات و صفات کمال او را می رسانند. اکثر اسماء الهی از این قبیل است، مانند علیم، قادر، حی، قیوم، سمیع، بصیر، رحمن، رحیم، رئوف، کریم، عفو، غفور، و نظایراینها.

اسماء تنزیهی
اسماء تنزیهی، اسمائی هستند که از پاکی و منزه بودن ذات از همه نقایص و نواقص، و از همه حدود و عدم ها، و ازهمه صفات سلبیه خبر می دهند و طهارت او از همه آنها را میرسانند، مانند، قدوس، سبحان، تعالی، لیس کمثله شیء،... .
..........

درجات تنزیه در بین انسانها

به شرحی که گذشت، انسان هم به عنوان نوعی از انواع مخلوقات برای خود و به تناسب جهاز وجودی خود دارای مرتبه خاصی از تنزیه است که اختصاص به آن دارد.
..........
درجات تنزیه در بین انسانها، از درجاب معرفت آنان به خدا سرچشمه می گیرد، و هر کس از هر درجه ای از درجات معرفت به خدا برخوردار باشد، به اندازه آن و به تناسب آن از درجات تنزیه برخوردار خواهد بود.
دریک تقسیم بندی کلی می شود چنین گفت:
1- کسانی که در مراحل ابتدائی ایمان و عمل هستند و از معرفت کمی برخوردارند، .....
2- کسانی که در مراحل بالاتر ایمان و عمل هستند و ازمعرفت نسبتا بالاتری برخوردارند، .....
3- کسانی که در مراحل کامل ایمان وعمل می باشند و ازمعرفت کامل بهره مند هستند، ..... 
4- و بالاخره کسانی که درکامل ترین مرحله ایمان و عمل بوده و ازکامل ترین معرفت بهره مند هستند، .....

تنزیهی که انبیاء و اولیاء الهی دارند
...و بالاخره دقت و تأمل در روایات و دعاهای وارده ازآن حضرات، دال بر این است که آن بزرگواران درمقام تنزیه، خدای متعال را از آنچه در فکر ما نمی گنجد هم تنزیه می نمایند، از آنچه که جناب او منزه از آن است لکن در حوصله دانش ما نیست .
بعد ازاین گر شرح گویم ابلهی است             زآنکه  شرح  این  ورای  آگهی است
ور  بگویم  عقـــــــل ها  را  بــــر کـند            ور نویسم بس  قلـــــــــم ها  بشکند
ور  بگویم  شــــــــــــــرح های  معتبر             تا قیامت  باشد آن  بس   مختصـــــر
( دفتردوم مثنوی )
آنچه در مقام تنزیه و گفتن « سبحان الله » یا « سبحان ربی العظیم » یا « سبحان ربی الاعلی» و نظایر اینها مقصود آن بزرگواران است، مخصوص خود آنان و مقام و منزلت آنان است، و من و تو و همچنین صاحبان معرفت بالا هر کدام فقط در حد خود از مقصود آنان می توانیم خبر داشته باشیم، نه اینکه همه مقصود آنان را بفهمیم.
 
 امروز : سه شنبه - 27 آذر 1397
  9 ربيع‌الثاني 1440

در محضر نور

بسم الله الرحمن الرحیم
از حکم حضرت امیر صلوت الله علیه در محضر آیت الله استاد محمد شجاعی

اَلمُکَوّرُ شیطانٌ فی صُورةِ الانسان
هرخُلقـی، هر فکر و عقیده ای، هر چه در وجود انسان غـالب شد، صورت برزخی انسان به همان صورت است.

اَعظَمُ المَصائبِ وَ الشِّقاءِ اَلوَلَهُ بِالدنیا
آنها که گرفتار مستی نمی شوند خیلی کم اند، آنها دیگر مست نیستند، علم که بالا می رود، می فهمد که چیزی نفهمیـــده، این نهـــایت دانستـــن است.


اَکبرُ الاَوزارِ تَزکیةَ الاَشرار

اشرار با زحمات رسول اکرم و حضرت امیر صلوات الله علیهما، بازی می کنند، چقدر انبیاء را کشتند، اینها اشرار هستند که با خون و مشروعیت و مصائب اینها بازی می کنند؛ از اینها تعریف نکنید.

تازه های سایت

*فایل تصویری  بیانات حضرت استاد در شب رحلت حضرت رسول اکرم (ص) سال 1367 هـ ش (فایل تصویری)

*فایل صوتی در خصوص حضرت امام علی بن موسی الرضا (ع)

*در قسمت دانلود بیانات صوتی، فایلهای صوتی با حجم کمتر و با فرمت WM2 جهت استفاده بهتر کاربران گرامی، قرار گرفته است.

تذکرات

بسم الله الرحمن الرحیم
از تذکرات حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی

أشهد أن محمدا رسول الله


أشهد أن محمدا رسول الله معنی اش این است که رسول الله صلوات الله علیه فرستاده خداست، ما شهادت می دهیم که او فرستاده خداست، هر چه گفته چه در قرآن و چه از خودشان نقل شده که همان .تفسیر قرآن است