حجاب

عالم حجاب-۱

بسم الله الرحمن الرحیم

بین ما و خورشید لکه ای ابر حائل شده است؛ لکه کوچکی است که جلوی خورشید بزرگ و نورانی را گرفته است. از آنجائی لکه کوچک درست، ما بین ما و خورشید است و ما درست به محاذات آن قرار گرفته ایم نمی توانیم خورشید را ببینیم.
خورشید عظمت خداست و لکه، این دنیا و در و دیوار و هوا و … است.

از تذکرات معظم له ۲۷/۳/۱۳۶۷

عالم حجاب-۲

بسم الله الرحمن الرحیم

عالم حجاب است؛ عالم ستر است؛ اینجا آبی و آتشی قرار داده اند. به آب بزنی سر از آتش در می آوری و برعکس. اینجا اینگونه غلط انداز است. آب می گوید من آب هستم نیا؛ آتش می گوید من آتش هستم نترس؛ ولی کو گوش شنوا که بشنود. عالم، عالم حجاب است؛ همه راحتی اش عذاب است و همه سختیهایش، راحتی است؛ اینگونه دنیا همه چیزاش غلط انداز است. ( دقت شود )

فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره

بسم الله الرحمن الرحیم

در این آیه دقت کنید:فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ خَیْرًا یَرَهُ وَ مَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ .

آیا دروغ است یا راست؟!! آیا خدا مبالغه کرده یا راست گفته؛ یعنی آنچه را هست گفته یا آنچه را نیست گفته؟!!
ذرات حرکات شما، اکثرا شرٌ بوده است؛ نگاه، استماع، بیان، خطورات، فکرهای خلاف و … همه شرٌ بوده است. خوب با این حساب اگر این آیه درست باشد چه می شود؟!! آیا درست است یا خدا فقط برای ترسانیدن گفته است؟!!
بنابراین، شما به دیگران نگاه نکنید؛ به آنکه می گوید و عامل نیست نگاه نکنید؛ به آنکه میگوید خدا می بخشد نگاه نکنید؛ شما آن غفرانی را باور کنید که قرآن می گوید؛ نه آن غفرانی که من و امثال من می گویند. ببین خدا چه گفته است!! برگردید و توبه کنید؛ گناهان را بشناسید؛ توبه کنید. پنج دقیقه وقت داشتید، نماز قضا کنید؛ استغفار و گریه و تضرع کنید. به قرآن دقت کنید؛ به آن آیه دقت کنید. در این که عالم حجاب هست دقت کنید. در سنگینی شرایط دقت کنید و به بدی وضعمان دقت و باور کنید.

از تذکرات معظم له ۱۴/۳/۱۳۶۷

بی حالی در عبادت

بسم الله الرحمن الرحیم

از تذکرات حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی مد ظله العالی

بی ذوقی و بی حالی ها، معلول و نتیجه یک عمر حجاب هاست که ما کسب کرده ایم؛ نتیجه آن حجاب ها، آن است که، ما منجــذِب به معنویات و خدا نیستیم؛ از معاصی کبیره، تا غفلـت و معاصی جزئی تر از آن. این یک مسئله کلی است. چه باید کرد؟ …

در جبران گذشته باید تلاش کرد؛ استغفار، آن هم با شرایط استغفار؛ پشیمان شدن نسبت به گذشته، اصرار کردن، با مسکنت استغفار کردن، از طرف دیگر از آن ها که حجاب شده، باید جلوگیـری کرد؛ تصمیم بر ترک غفلت و مراقب حرکات خود بودن.

در هر قطعه از عبادات که بی حالی هست، در هر قدمـی، اول باید چند جمله ای استغفار با مسکنت و بعد، استمداد از خدا، و بلند شدن و شکستن تنبلی و کسالت، (در این صورت) انسان متوجه می شود، آنوقت حال هم پیدا می کند؛ البته استغفار مقطعی، غیر از آن استغفار کلّـی است.

اگر شما بیایید و فرش مرا بسوزانید، بعد بگویید که من به شما ارادت و علاقه دارم و باز، بار دوم کتاب هایم را از بین ببرید و بار سوم به اهل من، بی احترامی کنید، اگر بار اول چیزی نگویم، بار دوم و سوم، آیا نمی گویم که خودت را مسخره کرده ای؟!؛دروغ می گویی و… ؟!! . چگونه خدای متعال، بدی های ما را ببیند، و باز راه دهد؛ ما که موجودناچیز و کوچکی هستیم، این چنین. او چگونه به ما راه بدهد … بی حالی در اعمال یعنی اینکه، خدا به ما راه نمی دهد.

ازتذکرات معظم له ۲۹/۲/۱۳۶۷

داستان فراق

بسم الله الرحمن الرحیم

فراق را اهل آن درک می کند که چیست، و غیر اهل آن از درک آن در حجاب است. کسی درک می کند فراق چیست که با قدم مجاهدت به محبت خدای متعال نایل آید، و او را به معنی کلمه دوست بدارد، یعنی “مُحبّ واله” می فهمد فراق چیست.

رحم کن بر آن که روی  تو دید            فرقت تلخ تو چون را خواهد چشید

از فراق تلخ می گویی سخن           هر چه خواهی کن ولیکن این مکن

(دفتر پنجم مثنوی)

“محبّت واله” نمی تواند برای کسی که محجوب است فراق را شرح بدهد که چیست. نه شرح آن در قالب الفاظ و مفاهیم می گنجد، و نه درک و هضم آن از محجوب  بر می آید.

زبان خامه ندارد سر بیان فراق         و گرنه شرح دهم با تو داستان فراق

(حافظ)

“والهین در محبّت” که می فهمند فراق چیست، از آن سخت می ترسند، و اگر امید وصال نباشد ، هلاک می گردند.

مرا امید وصال تو زنده می دارد       و گرنه هر دمم از هجر تُست بیم هلاک

(حافظ)

خوف فراق و هجران، در حالات مُحبین و در اقوال و افعال آنان به وضوح به چشم می خورد، و اگر بعضی از خصوصیّات آنان را ندانسته  و نشنیده باشیم، این خصوصیّت، یعنی خوف بسیار شدید آنان از فراق و هجران را شنیده ایم، و دانسته ایم که این از جمله خصوصیّات بارز آنان است.

( بر گرفته از کتاب رساله محبت ص، ۱۵۱-۱۵۰)