دنیا

کیمیای وصال تجدید چاپ هفتم

بسم الله الرحمن الرحیم

کتاب « کیمیــای وصــال »
نوشته آیت الله استاد محمد شجاعی 
چاپ انتشارات سروش ۱۳۸۸

تجدید چاپ هفتم سال ۱۴۰۰ هـ ش

تلفن مرکز پخش انتشارات سروش : ۰۲۱۶۶۴۹۳۶۲۲ — ۰۲۱۸۸۳۱۰۶۱۰

فصل اول : مقدمات

حیات نخستین و تفاوت آن با حیات دنیایی
حیات دنیایی از دیدگاه قـرآن
حیات حقیقی از دیدگاه قـرآن
تأثیر ایمان و کفر در حیات دنیایی
حجاب های ظلمانی و حجاب های نورانــی
تفاوت حجاب های ظلمانی و نورانــی
حجاب های نورانی درکلام وحــی
حقیقت حجاب و محجوب

آثار حیات دنیایی و مقایسه آن با حیات های بالاتر
گستـرش تـوان درک  درمراتب بالای حیــات
حیات برتـر در گرو مرگ حیات پایین تر ( مرگ اختیاری )
مرگ اختیاری در کلام وحــی و معصومـان (ع)
کمـال ادراکات ، نشانه حیات برتــر
ادراکات بالاتـر در کلام  وحــی
نمونه های قـرآنی از حیات  برتــر
نمونه های روایـی از حیات برتــر
تبعیت ازدین و انسـان کـامل ، شـرط  حیـات برتر

فصل دوم : منازل سلوک

بخش اول : منزل یقظــه
بخش دوم : منزل توبــه
بخش سوم : منزل انابــه
بخش چهارم : منزل مراقبــه
بخش پنجم : منزل قصـد و لزوم آن در مراقبه
بخش ششم : منزل عــزم در طلب حق تعالــی
بخش هفتم : منزل اراده و جایگـاه آن درسلـوک
بخش هشتم : منـزل ادب
بخش نهم : منزل فقــر و جایگاه تحصیل آن در مراقبه
بخش دهم : منزل انــس و اهمیت تحصیل آن

حکم ۱۷

بسم الله الرحمن الرحیم

 از حِکمت های نورانی  حضرت امیر مؤمنان علی صلوات الله و سلامه علیه

در محضر استاد آیت الله محمد شجاعی مدظله العالی

 

” اَعظَمُ المَصائبِ وَ الشِّقاءِ اَلوَلَهُ بِالدنیا “
غُرر و دُرر باب دنیا ج ۱ ص ۳۷۰

 

بزرگترین مصیبتها و بدبختی ها، شیفتگی به دنیاست. حضرت علی صلوات الله علیه می فرماید در این عالم مستی ها هست، یکی مست علم است، یکی مست علم  دانشگاهی یا غیر آن است، مست عقلش کار نمی کند؛ آنها که گرفتار مستی نمی شوند خیلی کم اند، آنها دیگر مست نیستند، علم که بالا می رود، می فهمد که چیزی نفهمیـــده، این نهـــایت دانستـــن است.

خُرّم آنکه عجز و حیرت قوت اوست
در دو عــالم خفته  اندر ظــلّ  دوست

مولوی (دفترششم)

مواظبت کنید که اینها شما را گول نزنند، حقیقت ها عوض شدنی نیست، این جاهلان، از خود راضیان و سرمستان علم، توجیهات خودتان، غرض ورزان، صاحبان امراض، مقام پرستان، پول پرستان، مشتری طلبان، آنها که مرید می خواهند، حرف اینها شما را گول نزند.

شما را توصیه می کنم حقیقت ها را خوب یاد بگیرید، اینکه یاد گرفته اید خیلی کم است، سعی کنید بیشتر یاد بگیرید، حقیقت ها را درست یاد بگیرید، هیچ کس مجاز نیست آنها را عوض کند. دلتان به حال خودتان بسوزد، یادتان باشد به آن طرف که گذشتید دلی که سیاه است، آنجا به صورت انسان سیاه است  اگر صورت انسان را داشته باشد. اینجور آدمها را که امانات الهی را خراب می کنند، عوضی نظر می دهند، با جهل یا با غرض عوض می کنند، هیچ وقت یکی از اینها را تعریف نکنید، اشرار را تعریف نکنید.

از حکم حضرت امیر سلام الله علیه است: اَکبرُ الاَوزارِ تَزکیهَ الاَشرار.

بزرگترین وزرها، تعریف اشرار است؛ اشرار از هر طبقه و صنفی باشد، آنها را خوب نشان دادن؛ اینها اشرارند  آنها که با قرآن، انبیاء و حضرت سید الشهداء سلام الله علیه، باخون حضرت یحیی سلام الله علیه، با زحمات رسول اکرم و حضرت امیر صلوات الله علیهما، بازی می کنند، چقدر انبیاء را کشتند، اینها اشرار هستند که با خون و مشروعیت و مصائب اینها بازی می کنند؛ از اینها تعریف نکنید.

قرآن را یاد بگیرید، زبان عربی را یاد بگیرید که برای فهم  قرآن و آیات و روایات خیلی لازم است. تزکیه یعنی پاک نشان دادن با حرف، با عمل، اشرار را تزکیه کردن، بدترین وزر است.

از بیانات استاد معظم در تاریخ  ۷/۱۱/۱۳۸۳

انسان و هستی

 بسم الله الرحمن الرحیم

ما ذره ای از این کره زمین که آنهم ذره بسیار ناچیزی از کهکشان و آنهم ذره بسیار ناچیزی از … است یعنی هیچ هیچ. در این عظمت آسمانها و زمین، انسان موجود بسیار ناچیز است. در این دنیا، اینگونه است؛ در عالم دیگر هم هیچ معلوم نیست به او توجهی شود؛ ذره بسیار بی مقدار است.
دنیای مورچه ها دقیق است و برای خود نظم و برنامه ای دقیق دارند و… آنها فکر می کنند هر چه هست، دنیای آنهاست و خارج از آن خبری نیست؛ به مانند ما انسانها که فقط خودمان و دنیای خودمان را می بینیم. همه این کره زمین به اندازه لقمه ای آتش بیش نیست؛ تمام زمین با انسانهایش در مقابل آنچه که هست، بسیار بی ارزشند، مگر افرادی که نجات مییابند.
پیامبر اکرم (ص) که بهترین فرد و انسان کامل، عالم است می فرماید که خدایا نتوانستم ترا درست عبادت کنم و …

آب و آتش

بسم الله الرحمن الرحیم

دنیا یک چیز غلط انداز است؛ هرکس خودش را به آب بزند، سر از آتش در می آورد و هرکس خودش را به آتش بزند، سر از آب درمی آورد؛ و با این وضع، کسی نجات پیدا کردنش موکول به عنایــات خـداست.
آتشـش آب است؛ آبـش آتش است؛ معـرّف دنیا این است.خوب نمی فهمیم این را الان، به اجمال می فهمیم ولی خوبش را در آینده می فهمیم؛ سَرابٍ بِقیعَـهٍ یَحسَبُـهُ الظَّمـأنُ مـاءً (سوره نور آیه ۳۹) همه هم تشنه آب هستند؛ آنکه آب می نماید، آتش است و برعکس. آب، آب است یک مدتـی، و آتش هم آتش است یک مدتـی؛ ولی بطــن آب، آتش است و بطـن آتش هم آب است. کاملا دنیا معکوس است. متاع غرور در قرآن، بالاخره مسئله ایی است که گفته است.
یک تعبیر اینکه به ابراهیم (ع) گفته شد خودش را به آتش بزند که « نترس که آتش نیست » یک تعبیر دیگر آنکه فرعون خودش را به آب زد و …
نفس، فرعون است؛ نفس خودش را به دریا می زند و هلاک می شود؛ آب است ولی آب هلاکت بار است.
در آب اینجا راهی نیست جز به سوی هلاکت و در آتش اینجا راه به سوی …
آتــش معنی وسیع اش یعنی سختیــها، ریاضتــها، مصیبتها؛ همه اش ظاهـراً در این دنیـــا آتش است. (دقت شود.)

ازتذکرات معظم له ۲۷/۱/۱۳۶۷

کتابت تکوینی اعمال

بسم الله الرحمن الرحیم

… جملـه « در کتاب خود همه آنچه را که عمـل کرده اند  حاضـر می یابند » که در آیه شریفه ۴۹ سوره مبارکه کهف به آن اشاره فرموده ، «… وَ وَجَدوا مَا عَمِلُوا حَاضِراً وَ لَا یَظلِمُ رَبُّکَ اَحَداً» به وضوح حکـایت از آن دارد که انسـان ها، خــود اعمــال را در عالم مخصوص یا کتـاب خود می یابنــد ( درعوالم بعد ازدنیا )، و کتابت، کتابت تکـــوینی است، نه اینکه مانند نامه های معمول در دنیا نوشته شده باشد فلانـی فلان عمـل را انجام داده است، آنچنان که افکار عامیـانه تصـویر می کنند.

واگر دقیق تر بگوییم، خـــود را در عالم مخصوص یا کتاب خود با  تک تک اعمال خـود در حالی که آنها را انجــام می دهند می یــابند، هم با صُــور دنیوی اعمال، هم با صُــور اخروی آنها.

برای مثال کسی که غیـبت شخصـی را کـرده است، در آنجـا ازیک ســو، خــود را درحــال غیـبت او به همان صورت دنیــوی آن می بیند، و از ســوی دیگر، خــود را در حــال غیـبت او با صورت اخـــروی آن می بینـد، یعنی خود را در حـالی می بیند که در آتـش قرار گرفته، ظلمت به او احـاطه کرده، وحشت فـوق تصـور او را گرفته، وجنـازه آن شخص مقــابل اوست و در عیـن انزجـار گوشت بـدن او را می خورد، و چـون از خوردن گوشت او سخــت منزجـر است و لکن با این وصــف آن را انجـام می دهد، خــود از دست خود به خشــم آمده و خــود بر خود خشـم می کند، خشمی که در وهـم نیـاید و کمتر از آتـشی که در آن می سـوزد نیســت.

حیـرت اندر حیـرت است ای یـار من                 این نه کـار تُســت  نـی هـم کــار من

از خــدا میخـواه تا زیــن نکتـــــه هـا                  در نــلغـــزی و رســــی در منتــــها

ادامه دارد …

گزیده ای از کتاب رساله محبت حضرت استاد قدس سره الشریف

حکم ۲

بسم الله الرحمن الرحیم

از حکمت های حضرت امیرالمؤمنین صلوات الله و سلامه علیه
در محضر آیت الله استاد محمد شجاعی (مد ظله العالی)

 اَکیَسُ الناس مَن رَفَضَ دُنیاه
غررالحکم جلد۱ ص۳۷۰

  زیرکترین و زرنگترین مردم کسی است که دنیا را یک دفعه کنار بگذارد؛ هر چه غیر خداست با خودتان تطبیق کنید، با عملتان؛ اینها برای تطبیق است، اگر کسی بخواهد دنبال قضیه را بگیرد. این « خودتان » گفتن باعث می شود انسان خودش را تطبیق نکند؛ « خودمان ».

پس کلام پاک دردلهای کور
می نپاید می رود تا اصل نور

کلام پاک وقتی به دل من رسید، اگرجای خود را ندید، می رود به اصل خود. باید گوش شنوا باشد نه از آن گوشهایی که بین دو گوش سوراخ است؛ از این می شنود و از آن بیرون می رود.
هر کلام پاکی، قرآن فرمایشات معصومین علیهم السلام، همه حقایق عبودی، حِکَم هستند؛ حال بخشی از سخنان حضرت علی علیه السلام را حِکَــم نامیده اند ولی همه حکم هستند .

مَن یُوت الحکمه فقد اوتی خیرا کثیرا(سوره بقره ۲۶۹)
لقد اتینا لقمان الحکمه ( لقمان ۱۲)

پس کلام پاک دردلهای کور
می نپاید می رود تا اصل نــــور

وان فسون دیو دردلهای کـژ
می رود چون کفش کژدرپای کژ
(مولوی)
این مال ماست در مقابل آن کلام پاک.

اگر دیدید اینها که شنیده ایم از قرآن و روایات، در دل ما جا نکرده و ما عوض نشدیم، ( من همان خاکم که هستم، البته عوض شدن نیست، بدتر شدن است ) این جور هم هست؛ چرا؟ پس کی، پس چطور؟ اگر اینها حقیقت است پس چه باید کرد؟