گناه

حکم ۱۳

بسم الله الرحمن الرحیم

 

از حکمت های نورانی حضرت امیرمومنان صلوات الله علیه
در محضر آیت الله استاد محمد شجاعی مدظله العالی

«سُـرورُ المُؤمنِ بطاعَهِ رَبّـهِ وَ حُزنهُ عَلی ذَنبِـهِ »
غرر و دُرر ج۱ ص ۵۱۶

 

… ما شاد و خوشحال می شویم که فلان کار، فلان معامله و امثال اینها درست شد و محزون می شویم که فلان مساله و آن خرید درست نشد؛ اینها مال مؤمـن نیست، یعنی وصف مومن نیست. اگر مومـن واقعی باشد، سرور و شادیش فقـط به این است که پروردگارش را اطــاعت کرده است و خوشحال می شود، اگر به گناه مبتلا شد، محزون می شود.

این طاعتی که ما می کنیم و می گوییم، سبحــان الله، یعنی اینها مناسب حــق نیست، درنتیجــه عجب به سراغ انسان نمی آید؛ اینـــکه در تسبیــح خـدای متعــال می گوییـم سبحــــان الله، یعنی از این طـاعت من، خدا منــزه است؛ از همه چـیز منـزه است. خدا این عالـم و آسمـان و زمین را خلــق کرده که حتی یک برگ کوچک هم حساب دارد، آنوقت این چیـزها چگونه مناسبش خواهد بود…

الحمــد لله یعنی حمد مخصوص خداست، هر چه خوب است خدا خواسته خوب شود، پس مــال خداست؛ خـدا بنا باشد کسی را به جــوار خودش راه بدهد، این نه بـرای این است که عملش منـاسب بوده، بلکه به فضــلش این کار را می کند.

این بیان، هم ازحضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، هست و هم از حضرت امیرمومنان صلوات الله علیه: ما عبـدناک حـق عبـادتک و ما عــرفناک حــق معرفتک؛ ما آنکه حــق عبــادت توست بجـا نیـاوردیم و آنـچه که حـق معــرفت توست، نشنـاختیم تــو را. با این وصف دیگر چه عُجبــی؟!

آن تسبیح که می گوییم الله اکبـــر، یعنی خدا بزرگــتر است، یعنی بزرگتر از این است که توصیـف شود؛ الحمــد لله یعنی هر چه حمــد و ستایش برای هر چه بکنید، این حمـد، مال خداست و بـرای اوست؛ متوجه باشیم که این عمل زمینه ساز می شود که فضـــل خدای متعال، شامــل حـال بشود.

 

ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

از بیانات آیت الله استاد محمد شجاعی در خصوص ماه مبارک رمضان

اول بخواهید که خدا شما را برساند؛ ما و شما را موفق کند به روزه، به احیای همه شبها، اگر می توانید همه را احیاء کنید. از کسب و کار و خوردن و خوابیدن کم کنید و همه را احیاء بدارید؛ برنامه ریزی کنید که بتوانید و خودتان را محروم نکنید. ما هر چه کنیم برای خود کرده ایم، خداوند غنی است. دلتان به خودتان بسوزد، عذرتراشی به درد نمی خورد. از حرف زدن بیجا حتی المقدور اجتناب کنید و آن اندازه که توان دارید زبانتان را بند کنید، اصلا حرف نزنید ، عصبانی نشوید.

از کوچک شمردن کسی بپرهیزید که روزه را سخت بی جان میکند؛ اگر حرف گناه باشد که روزه فقط جسدی است. اقلّ روزه، نخوردن است، مبطلات ظاهری در رساله آمده، نه مبطلات باطنی، مانند صورت نماز که از روی رساله درست باشد، جانش در آنجا نیامده که انسان باید گناه نکند، دلش و همه مشاعرش باید اجتناب کند، چه اعضای ظاهری و چه مشاعر باطنی.
مثلا صحبت کردن اگر طوری باشد که شریعت اجازه نداده، جان روزه را خدشه دار میکند، نفرت هم همینطور. مخصوصا عصبانی نشوید مثل انسانهایی که پولشان حساب و کتاب دارد، از آن شدیدتر، زبان را مراعات کنید که خرجش نکنید؛ البته نه اینکه تلاوت و ذکر و دعا را هم انجام ندهید. اگر توانستید کاملا حرف نزنید خیلی خوب است. روزه صمت نگیرید این نه؛ ولی در عین حال هر چه حرف نزنید روزه، جان و روح خواهد داشت.
مولوی می گوید :

سی روز در این دریا پا ســر کنی و سـرپا         تا  در  رسی  ای مولا  اندر گوهر  روزه
شیطان همه تدبیرش وان حیله و تزویرش         بشکست همه تیرش پیش سپــر روزه
روزه  کرّ و  فرّ  خود  خوشتر ز تــو  بر گوید        دربنــــد  در  گفتـــن  بگشای  در  روزه

مثلا اگر کسی به ما اجازه دیدار بدهد با سر می رویم؛ بندگان خدا هم ندای ماه مبارک را که می شنوند، با ســر می روند.
حافظ می گوید: گر چه تیغ کشید ولی نظرش با ما بود. در رابطه با زبان به جلد ۷ وسائل الشیعه مراجعه کنید. روزه دار واقعی، کمر شیطان را می شکند.
بعضی روزه می گیرند و فکر تهیه افطار و بعد آنقدر می خورند که ……

دست و دهان را بشو  نه بخور و نه  بگو         آن سخن و لقمه جو تا به خموشان رسی

امام صادق علیه السلام وقتی روزه می گرفتند، ریحان را بو نمی کردند؛ سؤال شد چرا؟ فرمودند: من کراهت دارم روزه ام را به لذتــی آمیخته کنم.

حکم ۱

 

بسم الله الرحمن الرحیم

از حکمت های حضرت امیرالمؤمنین صلوات الله و سلامه علیه
در محضر آیت الله استاد محمد شجاعی (مد ظله العالی)

مَن غَلبَ نفسَه فقد غَلبَ الشیطان

کسی که غلبه بر نفس کند، قهرا بر شیطان غالب شده است، جهتش هم این است که شیطان برای اغوای انسان از طریق نفس اماره اش وارد می شود؛ یعنی ابزار عمل شیطان، نفس اماره است. شیطان گفته قسم به عزت تو، من همه را اغوا می کنم (فبعزتک لاغوینهم اجمعین) مگر بندگان مخلص را (الا عبادک منهم المخلصین). مخلص (با فتحه) یعنی خدا آنها را برای خود خالص گردانیده، تخلیص شده از جانب پروردگار. مخلص (با کسره) آن است که خودش، خودش را خالص کند. انسان از مخلص به مخلص (با فتحه) می رسد.

مَن اَسخطَ نَفسَه فَقد اَرضی رَبَه

کسی که بر نفس اماره خودش سخط بکند، خدا را راضی می کند؛ سخط بر نفس اماره، راضی کردن خداست.

مَن لَم یُهَذِب نَفسَه لَم یَنتَفِع بِالعَقل

غررالحکم جلد۲ ص۵۱۰‍

کسی که خودش را تهذیب نکرده است (منظور نفس اماره نیست، تهذیب نفس،جان و روح است) از عقلش سود نمی برد.

اَسلِم تَسلِم
در برابر دستورات خدا و رسول و ائمه علیهم السلام تسلیم باش، سالم بمانی (درآن طرف که خیلی نزدیک است و با مرگ شروع می شود).

اَلمَعصیهُ تَمنَعُ الاِجابَه

گناه مانع اجابت دعاست. حال یا به گناه، دعا کننده بر می گردد یا به گناه دعا شونده، یا به هر دو، یا به گناه حاکم در جامعه. اما فقط نباید این روایت را در نظر گرفت که اگر  این طور شد و برای کسی فقط این را بیان کردیم، آن طرف، ممکن است سؤالاتی برایش پیش بیاید؛ مثلا شده که کسی معصیت کار بوده و دعایش مستجاب شده یا اینکه این همه گفته شده دعا کنید، اینها چه معنایی پیدا می کند. باید روایات دیگر را نیز در نظر گرفت، مانند آن کسانی نباشیم که مثلا فقط یک آیه را در نظر می گیرند و به نفع خود یا دیگران تفسیر می کنند و از آیات دیگر غافلند؛ باید روایات دیگر را نیز در نظر گرفت.

اَلمَکرُ بِمَن اِئتَمَنَکَ کُفرٌ

غررالحکم جلد۲ ص۴۲۷

کسی که امانت به او سپرده شود و با خدعه و مکر پیش آید، کفر است.من شما را امین بدانم و چیزی به شما بسپارم؛ داخل زندگی ام می کنم، حرفی را، پولی را، مالی را کاری را؛ همه اینها را شامل می شود؛ بالاتر از همه اینها احکام الهی به ما به امانت سپرده شده؛ همه ما گرفتاری را داریم؛ کفر است؛ مکر، خدعه و حیله با کسی که تو را امین دانسته است، کفر است؛ این یکی از مراتب کفر است؛ کفر به خدا، پیامبر و ائمه (ع) یک مرتبه از کفر است؛ چطور شرک مراتب دارد؛ نفاق مراتب دارد؛ کفر نیز مراتب دارد.

لا دینَ لِمسوف بِتوبَتِهِ

غررالحکم جلد۱ ص۱۷۴

برای کسی که توبه را امروز و فردا می کند، دین نیست.توجه داشته باشید در محضر خدا و در توبه هم هیچ چیز مانند اعتراف به گناه نیست؛ در محضر خدا در مقام توبه هیچ چیزی به اعتراف به گناه نمی رسد؛ اما فقط در محضر خدا نه پیش دیگران.

لا عَدُوَّ کَالهَوی

غررالحکم جلد۲ ص۶۰۱

هیچ دشمنی برای انسان مانند هوی نیست. رسول الله (ص) می فرمایند که اعداء عدوکم نفسکم التی بین جنبیکم. هوی به اشکال گوناگون جلوه می کند، انسان توجیه می کند؛ اگر هزار توجیه هم به راه بیندازد، راه جهنم را می رود. آثاری که از عید برای ما مانده، خوردن است؛ امروز روز عید الله الاکبر است؛ روز عهد معهود؛ ما آنجا عهد بستیم مانند عهدهای دیگر، اما اینجا شکسته ایم. ولایت علی علیه السلام یعنی تبعیت؛ ما فقط محبت می گوئیم؛ دوست داشتن یعنی کاری نکند حضرت ناراحت شود؛ اینها همه حرف است از ما !!

 کیست مولی آنکه آزادت کند
بند  رقیت  ز پایت  بر  کند

مسئله اصلی در پیش است؛ اینجا همه بی خبری است؛  غصه آنجا را بخورید.حضرت امیر علیه السلام فرمود: علی قدر الهمم تکون الهموم. هر که نگرانیش بالاست، همتهای بالای آن سویی دارد.

لا عَقلَ مَعَ شَهوَهٍ
غررالحکم  جلد۱ ص۶۰۲

شهوت در زبان قرآن و روایات معنای جامع و کلی دارد؛ یعنی غیر خدا؛ فقط شهوت جنسی را نمی گوید، این یکی از مصادیق آن است؛ شهوت منزل، باغ، خانه، زن، مرد … غیرخدا؛ کسی که این چیزها در وجودش بود، عقلش کار نمی کند که از آن بیانات نتیجه گیری کند. شهوت نمی گذارد انسان حساب و کتاب کند و نتیجه گیری کند؛ بروید فکر کنید، می فهمید؛ منتهی مانند آن که حقیقت ها را می شنویم، در قلب ما جا نمی کند. وجود ما پر از فریب انسانهاست اما چون عقل ما کار نمی کند، نمی فهمیم. عقل باعث می شود فکر کنیم و حساب و کتاب کنیم

 

بس  کنم  گر این  سخن  افزون  شود
خون  جگر  چه  بود که خارا خون شود

این جگرها  خون نشد از سختی است
غفلت و  مشغولی  و  بدبختی   است

خون شود روزی که خونش سود نیست
خون شو آنوقتی که خون مردود نیست

وقتی مرد خون می شود ولی چه فایده؟! صالحان که خون دل و گریه دارند، چرا دارند؟حقایق در دلشان جای کرده.