استاد محمد شجاعی (قدس سره)

رمز دو تولد

بسم الله الرحمن الرحیم

… انشاء الله تولد رسول اکرم صلوات الله علیه و آله و امام صادق سلام الله علیه، مبارک باشد؛ آیا می دانید رمز اینکه چرا دو تولد در یک روز بوده؟ آیا تا حالا به این مسأله فکر کرده اید؟

آن که رسول الله صلوات الله علیه آورده از جانب خدا، بیانگر اصلی آن، در واقع که بعدها در روایات بسیار زیاد توضیح داده، امام صادق سلام الله علیه است. شما کتابها را باز کنید روایاتی که اکثرا نقل شده از امام صادق سلام الله علیه است، عن ابی عبدالله   عن ابی عبدالله …  از حضرات دیگر هم هست اما اکثر روایات و بیانات از امام صادق علیه السلام است. با اینکه فرصتشان زیاد بوده، زیاد هم حضرت را اذیت کردند، منصور اذیت های زیادی کرد؛ هم عمرش زیاد است نسبت به ائمه اطهار صلوات الله علیهم، هم اذیت دیده اما زیاد هم مسائل را بیان فرموده است.

یک نکته بگویم: ما می گوییم أشهد أن محمدا رسول الله معنی اش این است که رسول الله صلوات الله علیه فرستاده خداست، ما شهادت می دهیم که او فرستاده خداست، هر چه گفته چه در قرآن و چه از خودشان نقل شده که همان تفسیر قرآن است؛ تکرار می کنم:

ما شهادت می دهیم که أشهد ان محمدا رسول الله  یعنی هرچه در قرآن آورده، دستورات خداست، هر چه خودش گفته توضیح آنهاست، ما اتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا هر چه رسول الله به شما آورده قبول کنید و آنچه نهی کرده است ( قرآن و بیانات خودش ) آنها را ترک بکنید.

اینکه که ما می گوئیم حالا ببینیم که این گفته ما درست است یا نه؟ آیا راست می گوییم یا نه؟ خودمان قبول کنیم راست می گوییم؛ فرموده رسول الله صلوات الله علیه، فرموده خداست و آنچه خودش گفته، توضیح فرموده های خداست؛ این را ما می گوییم آیا قبـــول داریم اینطــور هستیــم؟

پس چنان کن فعل خود کان بی زبان       باشد أشهــــد گفتــن و عیــن بیـــــــان

گفتن أشهد أن لا اله الا الله  و أشهد أن محمدا رسول الله  آسان است  اما مسأله در یکی بودن اعمال و رفتار انسان، با این شهادت است؛ ما دروغ می گوییم أشهد أن لا اله الا الله ، ما فرمایشات حضرت را عمل نمی کنیم؛ مولوی می گوید: (درشعربالا)  شما اعمالتان را، افعالتان را درست کنید، طبق دستورات حضرت باشد، شما بی زبـــــان گفته اید  أشهد أن محمـــدا رسول الله.

تا همه  تن عضو  عضوت ای پسر          گفته باشد أشهـــد اندر نفـع و ضّـر

رفتن بنــده پــی خواجـــه گواست        که منم محکوم و این مولای ماست

مولوی

قدیم بنده های زر خرید بودند و کسانی آنها را می خریدند، بنده دنبال کسی می رفت که بنده او بود، همیشه دنبال او بود؛ اینکه دنبال او می رود عملا نشان می دهد منم محکــوم و این مــولای ماست.

خود رفتنش حکایت این معنا را می کند که این مولای ماست و من هم بنده این هستم، تو لازم نیست بگویی أشهد أن لا اله الا الله و أشهد أن محمدا رسول الله؛ کارتان را، اعمالتان را طوری کنید که اعمالتان و اعمالمان  أشهــــد گفــتن باشد بدون زبان؛ بیشتر شرح ندهم، شرح بدهم نا امیدی می شود، بلاخره باید عمل کنیم … .

ازبیانات استاد آیت الله محمد شجاعی ۱۳۸۸

نباء عظیم

بسم الله الرحمن الرحیم

… آنچه در خصوص بَطــن قرآن از روایات حضرات معصومین صلوات الله علیهم اجمعین که معصوم بوده و از علم بالا و دیگری برخوردار و مشمول عنایت و نظر خاص خدای متعال بوده اند، به ما رسیده است، می توانیم به آن تکیه بکنیم؛ چون بطون قرآن را بدون لغزش رسیدن، مشکل بوده و احتمال دخالت شیطان بسیار زیاد است، فلذا آنچه که در روایات آمده است فقط روی آن می توان حساب کرد.

در باب بطن قرآن در خصوص نباء عظیم  اینطور گفته شده است که منظور از خبر بزرگ، حضرت امیر صلوات الله علیه است، این از باب بطن است، تفسیر نیست، تفسیر همان است که گفته شد؛ تفسیر آیه شریفه این بود که نباء عظیم و خبر بزرگ عبارت است از قیامت و آنچه که توضیح داده و شرح کردیم.

بطن آیه شریفه عبارت است از حقیقت علــویّه صلوات الله علیه، حقیقت نوری حضرت علی، اصل و مقـــام علـی و ولایـت مطلـقه علــی. وجود حضرت امیر، خبر بزرگ است به لحـاظ بطــن قــرآن، یعنی چـه؟

همه موجودات از خدا خبر آورده اند، از جمال و کمال حقّ می گویند، خبر از آن ذات غیبــی آورده اند و هر مخلوقی به اندازه و وُسع خود خبر از اوصاف و کمال و جمال حق آورده است و آنکه خبر بزرگ آورده است حقیقت حضرت امیر صلوات الله علـیه است؛ امــا نه آن علــی که من و شما او را می شنــاسیم!.

اگر حقیقت او را کسی بشناسد، آنوقت می داند و می فهمد که چه خبر بزرگ و عظیمی آورده است، عَن النَبــاءِ العَظیـم. آن خبری که حقیقت علی سلام الله علیه از جمال و جلال خدا می دهد، آن خبر را موجودی دیگر در آن حدّ و به آن شکل نمی تواند بدهد غیر از رسول اکرم صلّی الله علیه و آله وسلّم، که  اصلش رسول الله است، فرعش حضرت علی است، آن اصل است و این تَبع، هر دو یکی است و در عین حال دو تاست، عَن النَبــاءِ العَظیــم.

…..

از بیانات آیت الله استاد محمد شجاعی مدظله العالی ۱۳۶۵ هـ ش.

میقات

بسم الله الرحمن الرحیم

وقت نماز وقت میقات است. چطور حضرت موسى رفت به میقات و در آن میقات با خدا صحبت کرد و خدا با او صحبت کرد و آدابى داشت، میقاتى بود، یعنى یک وقت گذاشتنى بود که برود در محضر خدا و با خدا مناجات بکند.

میقات یعنى آن موعد و آن وقت معین که قرار گذاشته می ‏شود که در آن موقع دو موجود با هم برخورد بکنند و صحبتهایشان را بکنند.

وقت نماز میقاتى است بین خدا و بنده. پنج وقت نماز، پنج میقات است. آن میقاتى که در قرآن می ‏فرماید حضرت موسى داشت و به میقات رفت و با خدا مناجات را شروع کرد، آن را به نظر بیاورید! هر وقت نماز براى من و شما میقاتى است بین ما و خدا، یک وعده گاهى است که بین ما و خدا، وقت معینى است که وعده گذاشته شده است که ما در محضر خدا حاضر باشیم و به مناجات بپردازیم. میقات است، خوب توجه کنید!

فرض کنید ظهر می ‏شود فورى برود با عجله مثلاً یک وضو بگیرد، حواس و فکرش این در و آن در باشد و پراکنده و هیچ نداند چه کار می ‏کند؟! اینجور به میقات آمدن هیچ نمی ‏شود اسمى بر آن گذاشت! انسان هیچ نمی ‏داند چه کار می ‏کند!

وقتی که توجه دارد میقات است، وقتى که موقع وضو گرفتن می ‏شود، اوضاعش عوض می ‏شود، افکارش عوض می ‏شود. در صحبتهایم شنیده‏ ای که در روایت آمده، آن عایشه گفته است که رسول الله صلوات‏ الله‏ علیه‏ وآله ما را، یعنى عیالاتش را مى‏دید و صحبت می کرد ولى وقت نماز که می ‏شد، وقتى ما را می ‏دید، کاَنّه ما را نمی شناسد! یعنى آنچنان مجذوب آن میقات و آداب و حدود [می ‏شد]! آن میقات به جانب حق بود که، عیالش می ‏گفت وقت نماز که می ‏شد وقتى ما را می ‏دید کانّه ما را ندیده است، اصلاً ما را نمی ‏شناسد، اینجور بود.

وقت نماز که می ‏شود، وقت وضو که می ‏شود، خودتان را خوب جمع کنید که به میقات می روید. وعده گاه است، میقاتى است بین شما و خدا. خودتان را جمع بکنید و با حضور وضو را بگیرید، در وضو آن دعاها را بخوانید. بدانید کجا ایستاده ‏اید، میقات است.

از اوَل در خلقت این در نظر گرفته شده است که این ساعت قرار است شما با خدا صحبت بکنید. خدا منتظر این است که شما چه آوردید، میقات است، کلمه «میقات» را فراموش نکنید.

لیله القدر

بسم الله الرحمن الرحیم

درک لیله القدر یک معنى مخصوص دارد. در لحن دعاها هست که خدایا مرا موفق بکن به درک لیله القدر و یا مثلاً در عرف گفته مى‏ شود: فلانى موفق به درک لیله القدر شده یا آرزویى است براى اهلش که موفق بشوند به درک لیله القدر.

این همه براى ما و شما لیله القدر آمده و گذشته ولى ما درک نکرده‏ ایم. آیا آن شبها ما نبودیم؟ چرا بودیم. بیدار نبودیم؟ چرا بیدار هم بودیم! اما آیا لیله القدر را درک کرده ایم؟ خیر! لحن دعاهایی که درک لیلهالقدر را خواسته ‏اند، خودش معلوم مى ‏کند [که] این نیست که مثلاً شب لیله القدر را انسان بیدار باشد و به عبادت هم بگذراند و آن شب هم که بیدار مى‏ ماند و عبادت مى ‏کند، لیله القدر باشد، او درک کرده باشد!… همه مؤمنین مادامی که عمر دارند هر سال یک بار لیله القدر را [ظاهرا] درک می کنند. حالا مثلاً [اگر] شصت سال عمر داشته باشند، شصت بار لیله القدر را درک می ‏کنند؟ اینجور نیست. حتى آن کس که روزه می ‏گیرد و شبهاى لیالى قدر را هم بیدار می ‏ماند، گرچه خوب است و توفیق است، ولى این که موفق به درک لیله القدر [شود]، آن هم چندین بار، بعید است آن لحن‏ ها این را نشان بدهد. …لحن [دعاها] نشان مى ‏دهد درک لیله القدر چیز خاصّى است و معناى بخصوصى دارد، که [البته] عاید کسانى خواهد بود که ایمان داشته باشند و عامل باشند و روزه باشند و شب هاى لیالى قدر هم على الحساب بیدار و مشغول عبودیت، به معناى خاص باشند … این معناى مخصوص از درک لیله القدر ـ آن اندازه که من متوجه مى‏ شوم ـ این است که، این بى ارتباط نیست با اناانزلناه فى لیله القدر، یعنى نزول قرآن! حقیقت قرآن، حقیقت بالاى قرآن بصورت دفعی ‏‏‏اش.

نزول دفعى قرآن [آن است که] قرآن یکباره به قلب رسول اکرم صلی‏ الله‏ علیه‏ و آله [نازل شده است] که [این از] مراتب نزول قرآن است. [این نزول دفعی هم فقط] یکبار شده است، در ماه مبارک رمضان هم شده است، یک شب هم شده است که آن شب، شب قدر است، [که در آن شب، قرآن به صورت یکجا] به دل رسول الله صلوات‏ الله‏ علیه‏ و آله [نازل شده است] و بعد هم بصورت تفصیل در بیست و سه سال آمده است که [این نزول تدریجی و] تفصیلی می ‏شود: «تنزیل».

درک لیله القدر با این مسئله نزول قرآن در لیله القدر بى ارتباط نیست. یعنى خود نزول قرآن با لیله القدر بى ارتباط نیست. [البته] اصل [و] مقام جمعى قرآن، نه مقام تفصیلش. قرآنِ یکجا، مقام جمعى قرآن که به رسول اکرم صلی‏ الله‏ علیه ‏و آله عنایت شده است. و [قرآن] بعد از آن مقام جمعى، در طول بیست و سه سال، تنزلات تفصیلى پیدا کرده است. این نزول قرآن بى ارتباط با شب قدر نبوده است.

[این اتفاق هم تصادفی نیست] انا انزلناه فى لیله القدر، نه این که تصادفاً [قرآن] در این شب [نازل] شد. این که بگویند فلانى در فلان روز آمده، هر روز مى‏ آمد مى‏ شد، اما حالا در عین حال، فلان روز آمد. [اما نزول قرآن این طور نیست،] این جور نیست که بگوئیم شب قدر شبى است، حالا نزول قرآن هم تصادفاً در آن شب بوده [و] در واقع تقارن بوده! نه، تقارن نیست. اصلاً خود لیله القدر با خصوصیاتى که دارد در نزول قطعى قرآن نقش دارد. یعنى در این زمان باید این قرآن به رسول الله صلی ‏الله ‏علیه‏ و آله نازل بشود، در همین شب باید نازل بشود نه در غیر این شب! وقتش این شب است!

از تذکرات حضرت استاد آیت الله محمد شجاعی.

حفظ برکات ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم


در ماه مبارک، از یک سو از گناهان اجتناب می ‏کنید و از یک سو از مباحات، [یعنی] کم خوردن و امثال آن ، شکستن نفس در مقابل امر خدا، که [این شکستن نفس] مقابل هواى نفس می ‏شود.[این دو کار] دل را لطیف می ‏کند، یعنى قساوت را از دل برمى دارد و اینجور اثرات را ماه مبارک در دل می ‏گذارد:السلام علیک من مجاور رقت فیه القلوب. در دعاى ۴۵ صحیفه سجادیه، در وداع شهر مبارک، ماه رمضان است: سلام بر تو‏ای ماهى که در تو دلها رقت پیدا کرد:قلت به الذنوب، گناهان کم شد. این تاثیر روزه است در دل….حالا باید طبعاً خیلى مراقبت کرد که انسان یک ماه روزه گرفته است و رقّتى در دل به ظهور رسیده، دل رقیق شده است، قساوتش تا حدودى برطرف شده است. باید مواظبت کرد [که] این را اضافه کرد، کم نکرد. مواظبتش بر این است که: اولاً انسان ترک گناه را ادامه بدهد. ثانیاً مراقبت در این که در هواهاى مباح نفسانى، خوردنها و آشامیدنها و آن چیزهایى که شرعاً حلال است مباح است، در آنها انسان زیاد غوطه ور نشود.
این نکته دوم را ممکن است شما متذکر نباشید، می ‏خواهم تذکر بدهم: فکر نکنید چون مباح است و خدا حلال کرده است، بى قیدوشرط انسان غوطه ور بشود و اشکالى ندارد، نه خیر! قسوت می آورد. حتماً قساوت می ‏آورد.  شما پیش خودتان فکر کنید می ‏فهمید که انبیاء و از همه بالاتر، رسول الله صلی ‏الله‏ علیه‏ و آله، حضرات معصومین علیهم‏السلام، اینها [چرا] این قدر از این مباح‏ها اجتناب می کردند، از حلال‏ها اجتناب می کردند. یکى حضرت  امیر علیه ‏السلام [است] که در حالاتش هست. لابد شنیده‏‏ اید همیشه نان جو می خورد، آن هم نان جو خشک، گاهى با نمک و خیلى کم می ‏شد که مثلاً با سرکه و یا با شیر بخورد! بیشتر، خوراکش نان جو با نمک بود. این مسئله را که شنید، در حالاتش هست که بعضى از نزدیکان از راه دلسوزى می ‏خواستند نان جو را روغنى بزنند، آن انبان نان جو خودش را مهر و موم کرد، که کسى دست نزند! این درس است براى ما! معلوم است [این] که کسى از مباحات هم بى قیدوشرط اجتناب کند، چیز ساده ‏ای نیست
رسول الله صلوات ‏الله ‏علیه‏ و آله سه روز پشت هم از نان جو سیر نشد! اینها یعنى چه؟ در مباحات غوطه ور شدن، که بعضى از عوامها فکر مى کنند حلال است، این طور نیست که قساوت نیاورد.
ماه مبارک که در نتیجه اجتناب از بسیارى از مباحات، موجب می ‏شود در دل ما رقت پیش بیاورد، باید دقت کنیم این رقت را و آن طهارتى را که در دل پیش می ‏آید، حفظ کنیم. حفظش این است که اولاً گناه نکنیم، ثانیاً سعى کنیم زیاد در مباحات غوطه‏ ور نشویم. یک مقدار امساک بکنیم. اینها شرعى است، غیرشرعى نیست. مثلاً چاى حلال را بخورى آتش ندارد، حرام نشده است. اگر تحریم شده بود آتش داشت، جهنم داشت. اما اگر همین مباح را ترک بکنیم، که انبیاء صلوات ‏الله علیهم‏ و ائمه معصومین علیهم‏السلام و رسول الله صلی‏ الله‏ علیه‏ و آله، در عین مباح بودن، ترک می کردند. نه تنها نامشروع نیست، بلکه ریاضت مشروع است، اثر خوب در دل می ‏گذارد، دل را به رقّت می ‏آورد.
این جمله را دوباره تکرار مى کنم :السلام علیک من مجاورٍ رقّت فیه القلوب و قلّت فیه الذّنوب. مثلاً چایى ده تا می خورید پنج تا بخورید. غذایى را خیلى خوشتان می ‏آید، نخورید، نفستان را بشکنید، نخورید. ترک لذّت خودش مسئله ‏ای است، ترک لذّت مباح مسئله‏ ای است، نباید آن را نادیده گرفت. به حرف عوامها گوش نکنید! آنها می ‏خواهند غوطه ور شدن خودشان را در مباحات توجیه بکنند! عوامهاى مؤمنین را می ‏گویم نه عوام فسّاق را!  بیش از این توجیه بردار نیست که مباح است. اما این که اینها موجب قسوت می ‏شود و ترک اینها موجب رقت می ‏شود، اجتناب از آنها مسئله مسلمى است.

از بیانات آیت الله استاد محمد شجاعی مدظله العالی

آتش زدی در عود ما

ای یوسف خوش نام ما خوش می‌روی بر بام ما

ای    درشکسته  جام  ما   ای بر  دریده  دام ما

ای    نور ما   ای  سور ما     ای دولت منصور ما

جوشی  بنه در  شور  ما    تا مِی شود انگور ما

ای  دلبر  و     مقصود  ما   ای  قبله و  معبود ما

آتش   زدی  در  عود   ما    نظّاره  کن در دود ما

ای   یار    ما     عیّار  ما    دام  دل   خمّار    ما

پا   وامکش  از   کار   ما   بِستان گرو  دستار ما

در گل بمانده پای دل جان می‌دهم چه جای دل

وز  آتش سودای  دل  ای وای دل   ای  وای  ما

داستان فراق

بسم الله الرحمن الرحیم

فراق را اهل آن درک می کند که چیست، و غیر اهل آن از درک آن در حجاب است. کسی درک می کند فراق چیست که با قدم مجاهدت به محبت خدای متعال نایل آید، و او را به معنی کلمه دوست بدارد، یعنی “مُحبّ واله” می فهمد فراق چیست.

رحم کن بر آن که روی  تو دید            فرقت تلخ تو چون را خواهد چشید

از فراق تلخ می گویی سخن           هر چه خواهی کن ولیکن این مکن

(دفتر پنجم مثنوی)

“محبّت واله” نمی تواند برای کسی که محجوب است فراق را شرح بدهد که چیست. نه شرح آن در قالب الفاظ و مفاهیم می گنجد، و نه درک و هضم آن از محجوب  بر می آید.

زبان خامه ندارد سر بیان فراق         و گرنه شرح دهم با تو داستان فراق

(حافظ)

“والهین در محبّت” که می فهمند فراق چیست، از آن سخت می ترسند، و اگر امید وصال نباشد ، هلاک می گردند.

مرا امید وصال تو زنده می دارد       و گرنه هر دمم از هجر تُست بیم هلاک

(حافظ)

خوف فراق و هجران، در حالات مُحبین و در اقوال و افعال آنان به وضوح به چشم می خورد، و اگر بعضی از خصوصیّات آنان را ندانسته  و نشنیده باشیم، این خصوصیّت، یعنی خوف بسیار شدید آنان از فراق و هجران را شنیده ایم، و دانسته ایم که این از جمله خصوصیّات بارز آنان است.

( بر گرفته از کتاب رساله محبت ص، ۱۵۱-۱۵۰)

کتابت تکوینی اعمال

بسم الله الرحمن الرحیم

… جملـه « در کتاب خود همه آنچه را که عمـل کرده اند  حاضـر می یابند » که در آیه شریفه ۴۹ سوره مبارکه کهف به آن اشاره فرموده ، «… وَ وَجَدوا مَا عَمِلُوا حَاضِراً وَ لَا یَظلِمُ رَبُّکَ اَحَداً» به وضوح حکـایت از آن دارد که انسـان ها، خــود اعمــال را در عالم مخصوص یا کتـاب خود می یابنــد ( درعوالم بعد ازدنیا )، و کتابت، کتابت تکـــوینی است، نه اینکه مانند نامه های معمول در دنیا نوشته شده باشد فلانـی فلان عمـل را انجام داده است، آنچنان که افکار عامیـانه تصـویر می کنند.

واگر دقیق تر بگوییم، خـــود را در عالم مخصوص یا کتاب خود با  تک تک اعمال خـود در حالی که آنها را انجــام می دهند می یــابند، هم با صُــور دنیوی اعمال، هم با صُــور اخروی آنها.

برای مثال کسی که غیـبت شخصـی را کـرده است، در آنجـا ازیک ســو، خــود را درحــال غیـبت او به همان صورت دنیــوی آن می بیند، و از ســوی دیگر، خــود را در حــال غیـبت او با صورت اخـــروی آن می بینـد، یعنی خود را در حـالی می بیند که در آتـش قرار گرفته، ظلمت به او احـاطه کرده، وحشت فـوق تصـور او را گرفته، وجنـازه آن شخص مقــابل اوست و در عیـن انزجـار گوشت بـدن او را می خورد، و چـون از خوردن گوشت او سخــت منزجـر است و لکن با این وصــف آن را انجـام می دهد، خــود از دست خود به خشــم آمده و خــود بر خود خشـم می کند، خشمی که در وهـم نیـاید و کمتر از آتـشی که در آن می سـوزد نیســت.

حیـرت اندر حیـرت است ای یـار من                 این نه کـار تُســت  نـی هـم کــار من

از خــدا میخـواه تا زیــن نکتـــــه هـا                  در نــلغـــزی و رســــی در منتــــها

ادامه دارد …

گزیده ای از کتاب رساله محبت حضرت استاد قدس سره الشریف

عرض طاعت و تبعیت

بسم الله الرحمن الرحیم

…آخرین و مهم ترین نکته مداومت بر عَرض طاعت و تبعیّت، تجدید عهد و بیعت، و اظهار مودّت و محبت نسبت به حضرت ولیّ عصر(ع)، ناموس اکبر، بقیه الله، صاحب غیبت الهیّه، وارث انبیاء و ائمه، آیت عظمی، امام زمان « ارواحنا و ارواح العالمین له الفداء »، و توسل به او، و استشفاع از اوست.

این امر از ارکان اصلیّه در سلوک عبودی ، و در سفر الی الحقّ است. باید در هرشب و روز، یعنی در هر بیست و چهار ساعت، لااقلّ یک بار به این امر بپردازد، و وظیفه خود را در این باب بجا بیاورد، و جانب حضرت معبود را در خصوص این امر مراقبت کند ، که او خود طاعت و تبعیّت از امام ، عهد و بیعت با امام ، مودّت و محبت نسبت به امام ، و نیز توسل و استشفاع از امام را دستور داده و برآن تاکید فرموده است.

لازم است لااقلّ هر روز صبح ، بعد از اینکه نماز صبح را بجا آورد ، بعد از تسبیح حضرت زهراء سلام الله علیها ، و بعد از دعای صباح، دعای عهد را با حضور قلب بخواند و بر آن مداومت کند و دعای ندبه را نیز روزهای جمعه با حضور بخواند و بر آن مداومت داشته باشد.

برگی از کتاب « بقیه الله » صلوات الله و سلامه علیه حضرت استاد اعلی الله مقامه

صلوات حضرت زهرا سلام الله علیها

بسم الله الرحمن الرحیم

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَه وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ و صَلّ علَی الجوهرهِ القُدسیَّه فی تعیُّنِ الإنسیّه ، صورهِ النَّفسِ الکُلیّهِ ، جوادِ العالمِ العَقلیّهِ ، بَضعَهِ الحَقیقهِ النَّبویّهِ ، مَطلعِ الأنوارِ العَلویّهِ ، عینِ عیونِ الأَسرارِ الفاطمیّه ، النّاجیهِ المُنجیّهِ لِمُحبّیها عَن النّار ، ثمرهِ شَجَره الیقین ، سیدهِ نساء العالمین ، المعروفهِ بالقَدْر ، المجهولهِ بِالْقَبرِ ، قُرّهِ عین الرَّسولِ ، الزَّهراءِ البتول .

… حقیقت حضرت زهرا سلام الله علیها حقیقت بسیار بالایی است  یک جوهره ی قدسیه است که در تعیّن انسانی و بشری ظهور پیدا کرده است در اینجا . یک نور بالا و ملکوتی است که در این عالم ماده به شکل و صورت بشری به ظهور رسیده است ، و این همان نفس کلیّه است …  یک نور الهی و ملکوتی مانند حقیقت حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم و  نور و حقیقت حضرت امیر صلوات الله علیه و حقیقت حضرات معصومین صلوات الله علیهم اجمعین …  و این صلوات منسوب به محی الدین ابن عربی است .

از بیانات حضرت استاد اعلی الله مقامه

حکم ۴

بسم الله الرحمن الرحیم

 

از حکمت های حضرت امیرالمؤمنین صلوات الله و سلامه علیه
در محضر آیت الله استاد محمد شجاعی (مد ظله العالی)

لا تُـحصَلُ الجَنهُ بالتَمَنّی
غررالحکم ج۱ ص۱۹۳

بهشت با آرزوها به دست نمی آید. به نجات اخروی رسیدن، از آتش نجات پیدا کردن و به جنت راه پیدا کردن، حاصل نمی شود و به دست آورده نمی شود، با آرزو.
با آرزو که مسئله به جایی نمی رسد؛ آرزو نه؛ مجاهدت، عمل.

مَن لَم یُـجاهِد نَفسَهُ لَم یَنَل الفُـوز
غررالحکم ج۲ ص۴۲۸

کسی که با نفسش به جهاد نپردازد، هرگز فائز نمی شود؛ نائل نمی شود به رستگار شدن، نجات پیدا کردن. در قرآن هست: « اولئک هم الفائزون » یعنی آنها که نجات پیدا می کنند و به جنت می رسند.

 

لا اَمانَـهَ لِمَکُـوِرٍ
غررالحکم ج۲ ص۵۰۹

آدمی که مکر می کند، انسان نباید به او اعتماد کند؛ امانتی برای مکور نیست؛ امین نیست.
غدور همان بیان دیگری است؛ مکر و غدر در یک ریزه کاری هایی با هم فرق دارند. حِکم حضرت، پُر است در این موارد و در هر حکمتی به چیزی اشاره شده است.
حیله گر فریب می دهد، کسی که برای کسی کاری می کند، قدمی برمی دارد، معامله ایی می کند، رفتاری با او می کند که او را از آنچه که مصلحت یک انسان بهشتی و نجات یافته است، باز می دارد.
انسان کاری بکند با کسی، قدمی بردارد در خصوص کسی، راهی نشان دهد، پیشنهادی کند، در حقیقت او را از راه انسان بازداشتن است و لو آن طرف نفهمد، و فکر کند به مصلحتش است ولی خود این طرف می فهمد؛ این انسان ایمان ندارد. این کار انسان را از انسانیت باز می دارد که چه راهی باید داشته باشد.

 

حکم ۳

بسم الله الرحمن الرحیم

از حِکمت های نورانی حضرت امیرمومنان صلوات الله و سلامه علیه در محضر آیت الله استاد محمد شجاعی (مد ظله العالی)

اَلبُکاءُ مِن خَشیَهِ الله مِفتاحُ الرَّحمَهِ
غرر الحکم ج۲ ص ۱۲۱

گریه کردن از ترس، باب رحمت را بازمی کند. انسان در خلوت با ترس گریه کند، در خلوت؛ در خلوت کسی نفهمد؛ از خشیت گریه کند. با گریه اینها را بخواهید باب رحمت به رویتان باز می شود؛ خدا دعایتان را مستجاب می کند.

اَوفَر الناسِ حَظاً فی الاخرهِ اَقَلُهُم حَظاً فِی الدّنیا
غرر الحکم ج۲ ص ۴۴۲

آنهایی که در آخرت حظ زیادی می برند آنهایی هستند که در دنیا حظ کم داشته باشند. هر چه حظش در دنیا کمتر باشد در آخرت حظش بیشتر است. روی همین حساب فرموده:

اَعقَلُکُم  اَطوَعُکُم عاقل ترین شما، مطیع ترین شماست.

 

سومین سال عروج ملکوتی


اولیائی تَحْتُ قَبایی لا یَعرِفُهم غَیریبه

مناسبت سومین سال ارتحال ملکوتی حکیم و عارف واصل
حضرت آیت الله محمد شجاعی (اعلی الله مقامه)
مجلس بزرگداشت از طرف بیت حضرت استاد برگزار خواهد شد.
زمان: روز جمعه ۰۲ /۹/ ۱۳۹۷
از ساعت ۱۵ الی ۱۶:۳۰
واقع در تهران بزرگراه ارتش شهرک ابوذر مسجد امام حسین (ع)

دومین سال عروج ملکوتی

العلماءُ باقونَ ما بقی الدَهْرُ أعْیَانُهُم
مَفْقُودَه وَأمْثَالُهُم فی القُلُوبِ مَوجُودَهٌ


به مناسبت دومین سال ارتحال ملکوتی حکیم و عارف واصل
حضرت آیت الله محمد شجاعی (اعلی الله مقامه)
مجلس بزرگداشت از طرف بیت حضرت استاد برگزار خواهد شد.
زمان: روز سه شنبه ۱۴ /۹/ ۱۳۹۶ برابر ۱۶ ربیع الاول ۱۴۳۹ قمری
از ساعت ۱۵ الی ۱۶:۳۰
واقع در تهران بزرگراه ارتش شهرک ابوذر مسجد امام حسین (ع)

اولین سالگرد عروج ملکوتی

بسم الله الرحمن الرحیم

صَلّی اللهُ عَلی رسولِ الله و عَلی الاَئمهِ المَعصومینَ المُنتَجَبینَ الاَخیار

به مناسبت اولین سالگرد عروج ملکوتى فقیه اهل بیت (علیهم السلام) ، عارف واصل و حکیم کامل ، حضرت آیت الله محمد شجاعى (قدس سره الشریف) مجلس بزرگداشت از طرف بیت معظّم له مورخ جمعه ١۶ ربیع الاول ( ٢۶ آذر ) از ساعت ١۴:٣٠ الى ١۶ در مسجد جامع اُزگُل برگزار میگردد.آدرس : بزرگراه ارتش – خیابان نیروى زمینى – میدان اُزگُل – مسجد جامع اُزگُل

اطلاعیه

بسم الله الرحمن الرحیم

یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ‌ ‌الْمُطْمَئِنَّهُ‌ ، ارْجِعِی‌ إِلَىٰ‌ رَبِّکِ رَاضِیَهً‌ ‌مَّرْضِیَّهً‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ، فَادْخُلِی فِی عِبَادِی ، وَادْخُلِی جَنَّتِی

به مناسبت ارتحال ملکوتی استاد جامع اخلاق و عرفان، فقیه و فیلسوف کامل، حضرت آیت الله محمد شجاعی قدس الله سره، در روز یکشنبه ۱۳/۱۰/۹۴ از ساعت 14 الی ۱۶ بعد از ظهر مجلس ترحیم در امامزاده ابراهیم(سلام الله علیه)زنجان برگزار خواهد شد.

از طرف بیت معظم له، امام جمعه زنجان و سایر ارادتمندان