عمل

حکم ۱۹

بسم الله الرحمن الرحیم

از حِکم حضرت امیرمومنان صلوات الله علیه در محضر استاد آیت الله محمد شجاعی

مَن حـاسَــبَ نَفسَـه رَبِـــحَ

اگر بتوانید عمل کنید توفیق بزرگی است، چیز عجیبی است؛ کسی که نفس خودش را به حساب بکِشد، به مقام حساب بیاورد، این آدم منفعت برده است.

هر شب ببینید می توانید، توفیق بالایی است؛ از صبح تا شب را حساب بکنید، در اواسط شب بعد از نماز مغرب و عشاء فکر کنید. از صبح که بلند شده تا آن موقع ، با دستورات خدا و رسول و ائمه صلوات الله علیهم اجمعین، پیش رفته و چقدر خطا کرده، همه اش را بیادش بیاورد.

آن وقت که اینها را حساب کرد تصمیم بگیرد فردای آن، خلافهایی را که انجام داده، مراقب باشد تکرار نشود، یادش باشد چه مواردی خلاف بوده که تکرار نکند، باز هم شب که آمد حساب کند که آن روز چه کرده، اگر طاعت کرده، شکر کند و آنچه را خلاف کرده تکرار نکند؛ همین طور هر شب ادامه دار انجام بدهد؛ کار سختی است ولی رَبِـــــحَ سود برده است.

خیلی توفیق بالایی است، باید ترسید، اینجور چیزها برای این است که انسان که مُرد، با احکام جدیدی مواجه می شود که به واهمه و خیالش هم خطور نمی کند.

 

الموتُ بــابُ الاخِــــرهِ

کسی چه می داند تا کی زنده است، تا یک ساعت دیگر، یک ساعت هم زیاد است، یک لحظه، وقتش آمد می شود، کسی عمر را تضمین نکرده، مرگ نزدیک است، چیزی که آمدنی است، نزدیک است.

وقتی انسان مُرد، باب آخرت به روی او باز می شود، مانند کسی است که خواب بوده و بیدار می شود؛ وقتی خواب می بینیم با کسانی نشسته ایم که خیلی وقته مُرده اند ولی در خواب نمی فهمید، وقتی بیدار شدید می فهمید که مرده بودند.

وقتی مرگ فرا رسید متوجه می شویم و حساب و کتاب شدیدی پیش می آید، چیزهایی می بینیم که به ذهنمان خطور هم نمی کرد، چه آتشی بوده که با خودمان از اینجا بردیم و چه حساب و کتاب و بهشتــی را با خودمان بردیم.

 

الناسُ نیــامٌ فَاذا مَاتُـوا اِنتَبَهُــوا

آتش که آنجا روشن می شود تازه می فهمیم چه چیز عجیبی بوده، بهشت هم همینطور، می فهمد بهشتـــی که قابل توصیف نیست، این بوده است.

سعیتان بر این نباشد که در دنیا حظّ بیشتری ببرید و خوشگذرانی بکنید، کسانی که سعی بر این دارند، در آخرت چندان حظّی ندارند؛ ولی کسانی که سعی نمی کنند و نمی خواهند که در دنیا حظّ ببرند، در آخرت حظّ بیشتری دارند.

اوفرُ النّاسِ حَظّاً فی الاخِرهِ اَقلُهُم حَظّاً فِی الدُنیا

آخرش به این می رسد، به نفس اماره بگویید بنشین سرجایت؛ وقتی نفس چیزهایی می خواهد نگذار شلوغ بکند.

 

شرک

بسم الله الرحمن الرحیم

شرک عمل را حبط می کند. بر طبق آیه قرآن، شرک قبل از عمل نمی گذارد عملی ثبت شود و شرک بعد از عمل هم، عمل را از بین می برد و همچنین آنچه در اثناء عمل از انسان سر می زند. مثلا ریا، حسد، و سوء ظن و …… چه قبل از عمل، چه در اثنا عمل و یا بعد از آن صورت گیرد، عمل را به باد می دهد. شما حالا هر چه عمل مستحبی هم انجام دهی و مرتب ذکر بگوئی، در یک لحظه به باد می رود.
توحید مهمترین مسئله است؛ پیامبر(صلی الله علیه و اله و سلم)آمد که توحید را بیاموزد؛ نیامد که بگوید خدا را بپرستید؛ نفرمود که الله موجودٌ که مردم بدانید خدا هست؛ فرمود: لا اله الا الله خدایی را جز خدا نپرستید. ( دقت شود ) هیچ وقت از هیچکس چیزی نخواهید؛ با دید توحیدی درست نیست.

از تذکرات معظم له ۱۳۶۷

اهل عمل

بسم الله الرحمن الرحیم

افرادی که عقل و شعور بالا داشتند، چرا شب و روز گریه می کردند و مضطرب بودند؟! همچون علامه (طباطبائی) و… آنرا که می دیدیم همیشه مضطرب بود؛ شبهایش را که ما نمی دیدیم. او می گفت آیه ایی را پیدا نمی کنم که مرا از اهل نجات قرار دهد؛ هر چه اهل نجات بوده شرایطی گذاشته که ما و شما نداریم؛ شرایط سنگین!!

ما فکر می کنیم، نماز می خوانیم با آن وضع! روزه می گیریم با آن وضع! ما فکر میکنیم که راه نجات را پیش گرفته ایم. مرحوم علامه در جلسات خصوصی، بیش از یکی دو بار او را متبسم ندیدم؛ همیشه او را نگران می دیدم ( من غیراز جلسات عمومی، پنج سال خصوصی در محضرش بودم ) من نمی توانم بگویم که قرآن را بهتر از او فهمیده ام، شما هم نمی توانید بگوئید. او می گفت برطبق آیات قرآن نمی توانیم بگوئیم راه نجات را یافته ایم.

نماز، روزه و … جزئی از راه نجات است؛ بقیه اش را ما ترک کرده ایم. به بیان قرآن، «تاب» اولا، « آمن » ثانیا، « عمل صالحا » ثالثا؛ ( عمل صالحا بلسان الله؛ یعنی عمل صالح براساس آنچه خدای متعال می فرماید).

وقتی انسان نداند که چه راه پر مخاطره ایی در پیش است، نمی ترسد و خوف ندارد؛ چرا حضرت علی صلوات الله علیه آنقدر خوف داشت؟! تا راجع به حضرت گفته می شود چنین؛ می گویند او امام است!! آیا چون امام است باید از او تبعیت کرد؛ یا از او فرار کرد؟!!

از تذکرات معظم له ۱۳۶۷

رمز دو تولد

بسم الله الرحمن الرحیم

… انشاء الله تولد رسول اکرم صلوات الله علیه و آله و امام صادق سلام الله علیه، مبارک باشد؛ آیا می دانید رمز اینکه چرا دو تولد در یک روز بوده؟ آیا تا حالا به این مسأله فکر کرده اید؟

آن که رسول الله صلوات الله علیه آورده از جانب خدا، بیانگر اصلی آن، در واقع که بعدها در روایات بسیار زیاد توضیح داده، امام صادق سلام الله علیه است. شما کتابها را باز کنید روایاتی که اکثرا نقل شده از امام صادق سلام الله علیه است، عن ابی عبدالله   عن ابی عبدالله …  از حضرات دیگر هم هست اما اکثر روایات و بیانات از امام صادق علیه السلام است. با اینکه فرصتشان زیاد بوده، زیاد هم حضرت را اذیت کردند، منصور اذیت های زیادی کرد؛ هم عمرش زیاد است نسبت به ائمه اطهار صلوات الله علیهم، هم اذیت دیده اما زیاد هم مسائل را بیان فرموده است.

یک نکته بگویم: ما می گوییم أشهد أن محمدا رسول الله معنی اش این است که رسول الله صلوات الله علیه فرستاده خداست، ما شهادت می دهیم که او فرستاده خداست، هر چه گفته چه در قرآن و چه از خودشان نقل شده که همان تفسیر قرآن است؛ تکرار می کنم:

ما شهادت می دهیم که أشهد ان محمدا رسول الله  یعنی هرچه در قرآن آورده، دستورات خداست، هر چه خودش گفته توضیح آنهاست، ما اتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا هر چه رسول الله به شما آورده قبول کنید و آنچه نهی کرده است ( قرآن و بیانات خودش ) آنها را ترک بکنید.

اینکه که ما می گوئیم حالا ببینیم که این گفته ما درست است یا نه؟ آیا راست می گوییم یا نه؟ خودمان قبول کنیم راست می گوییم؛ فرموده رسول الله صلوات الله علیه، فرموده خداست و آنچه خودش گفته، توضیح فرموده های خداست؛ این را ما می گوییم آیا قبـــول داریم اینطــور هستیــم؟

پس چنان کن فعل خود کان بی زبان       باشد أشهــــد گفتــن و عیــن بیـــــــان

گفتن أشهد أن لا اله الا الله  و أشهد أن محمدا رسول الله  آسان است  اما مسأله در یکی بودن اعمال و رفتار انسان، با این شهادت است؛ ما دروغ می گوییم أشهد أن لا اله الا الله ، ما فرمایشات حضرت را عمل نمی کنیم؛ مولوی می گوید: (درشعربالا)  شما اعمالتان را، افعالتان را درست کنید، طبق دستورات حضرت باشد، شما بی زبـــــان گفته اید  أشهد أن محمـــدا رسول الله.

تا همه  تن عضو  عضوت ای پسر          گفته باشد أشهـــد اندر نفـع و ضّـر

رفتن بنــده پــی خواجـــه گواست        که منم محکوم و این مولای ماست

مولوی

قدیم بنده های زر خرید بودند و کسانی آنها را می خریدند، بنده دنبال کسی می رفت که بنده او بود، همیشه دنبال او بود؛ اینکه دنبال او می رود عملا نشان می دهد منم محکــوم و این مــولای ماست.

خود رفتنش حکایت این معنا را می کند که این مولای ماست و من هم بنده این هستم، تو لازم نیست بگویی أشهد أن لا اله الا الله و أشهد أن محمدا رسول الله؛ کارتان را، اعمالتان را طوری کنید که اعمالتان و اعمالمان  أشهــــد گفــتن باشد بدون زبان؛ بیشتر شرح ندهم، شرح بدهم نا امیدی می شود، بلاخره باید عمل کنیم … .

ازبیانات استاد آیت الله محمد شجاعی ۱۳۸۸