آیت الله محمد شجاعی

عهد الست

 

بسم الله الرحمن الرحیم

🌺 در « عالم اَلست » یا «روز ازل » که موطن قرب و حضور است، انسان با شهود وجه کریم ربوبی ، و جمال و جلال بی نهایت او ، به نحوی که در وهم نگنجد، و در تصور نیاید، مجذوب وجه او و جمال و جلال او شد و عشق بر انسان حاکم گشت.

🔹به اقتضای عشق و انجذاب سخت، و به حکم غلیان محبّت و هیمان آن، به زبان آمد و عشق خود را اظهار کرد و گفت:

🔹معبود من!
تویی محبوب من؛ مذکور من؛ مطلوب من؛ و مطاع من.
در حالی که سخت مجذوب بود گفت:
معبود من!
با تو عهد می کنم که غیر تو را نخواهم؛ غیر تو را یاد نکنم؛ غیر تو را طلب نکنم؛ غیر تو را اطاعت نبرم؛ و در این راه هر سختی را به جان می خرم و به عهد خود وفا می کنم.

🔹و گفت:
چگونه می شود از تو روی برگردانم؟ دل به غیر تو بدهم؟ غیر تو را یاد کنم؟ غیر تو را طلب کنم؟ و از غیر تو اطاعت کنم ؟

🔹به حکم عشق و جوشش آن متذکّر این شد که نکند استغنای جناب معبود پیش آید و او را کنار بزند و به آنچه در وهم نگنجد گرفتار آید؟!

🔹لذا گفت: پروردگار من!
با تضرّع و فقر از تو می خواهم به بندگی خود، قبولم بفرمایی؛ از جوار خود دورم نگردانی؛ محرومم نکنی؛ به آتش فراق خود گرفتارم نسازی؛ و به آتش سخط خود عقوبتم نفرمایی و مرا در جهنّمِ طرد خود قرارم ندهی.

🔹آنچه در دل مضطرب و پریشان و در دل خائف و نگران داشت به زبان آورد و به تضرّع پرداخت که تفصیل گفتنی های آن مجال مناسب خود را می طلبد آنهم گفتنی های آن و ناگفتنی ها هم ناگفتنی است و اهل آن را می خواهد و رسیدنی های آن هم مخصوص صاحبان آن است…

#عالمالست #ذرمیثاق #روزازل #موطنقرب #وجهکریم #جمالجلال #عشق #انجذاب #محبوب #وفایعهد #طلب #معبود #استغنایحق #رب #قالوابلی #آیتالله_شجاعی (ره)

از تقریرات و اشارات حضرت آیت الله محمد شجاعی (اعلی الله مقامه)

 

مباحث توحیدی ۵

اصل توحید به معنی کلمه یافتنی است.

بیانات حضرت آیت الله محمد شجاعی (ره)
سال ۱۳۶۵ هجری شمسی

ششمین سال ارتحال

برنامه ای به مناسبت ششمین سال ارتحال ملکوتی حضرت آیت الله محمد شجاعی

مراسم بزرگداشت رحلت حضرت استاد هر سال در تاریخ ۱۶ ربیع الاول از طرف بیت حضرت استاد برگزار می گردید ولی با توجه به شرایط و شیوع بیماری برگزاری مراسم سالگرد در سال ۱۴۰۰ امکان پذیر نخواهد بود.

کیمیای وصال تجدید چاپ هفتم

بسم الله الرحمن الرحیم

کتاب « کیمیــای وصــال »
نوشته آیت الله استاد محمد شجاعی 
چاپ انتشارات سروش ۱۳۸۸

تجدید چاپ هفتم سال ۱۴۰۰ هـ ش

تلفن مرکز پخش انتشارات سروش : ۰۲۱۶۶۴۹۳۶۲۲ — ۰۲۱۸۸۳۱۰۶۱۰

فصل اول : مقدمات

حیات نخستین و تفاوت آن با حیات دنیایی
حیات دنیایی از دیدگاه قـرآن
حیات حقیقی از دیدگاه قـرآن
تأثیر ایمان و کفر در حیات دنیایی
حجاب های ظلمانی و حجاب های نورانــی
تفاوت حجاب های ظلمانی و نورانــی
حجاب های نورانی درکلام وحــی
حقیقت حجاب و محجوب

آثار حیات دنیایی و مقایسه آن با حیات های بالاتر
گستـرش تـوان درک  درمراتب بالای حیــات
حیات برتـر در گرو مرگ حیات پایین تر ( مرگ اختیاری )
مرگ اختیاری در کلام وحــی و معصومـان (ع)
کمـال ادراکات ، نشانه حیات برتــر
ادراکات بالاتـر در کلام  وحــی
نمونه های قـرآنی از حیات  برتــر
نمونه های روایـی از حیات برتــر
تبعیت ازدین و انسـان کـامل ، شـرط  حیـات برتر

فصل دوم : منازل سلوک

بخش اول : منزل یقظــه
بخش دوم : منزل توبــه
بخش سوم : منزل انابــه
بخش چهارم : منزل مراقبــه
بخش پنجم : منزل قصـد و لزوم آن در مراقبه
بخش ششم : منزل عــزم در طلب حق تعالــی
بخش هفتم : منزل اراده و جایگـاه آن درسلـوک
بخش هشتم : منـزل ادب
بخش نهم : منزل فقــر و جایگاه تحصیل آن در مراقبه
بخش دهم : منزل انــس و اهمیت تحصیل آن

امواج چشم

بسم الله الرحمن الرحیم

اشعه و انواری یا امواجی از چشم ساطع می شود که در واقع آن قدرتی است و کمالی است. اما با توجه به شخص مورد نظر، اگر از دید توحیدی برخوردار باشد و انسان موحدّی باشد، از این قدرت در جهت درست استفاده می شود و حتی نهایتا نفوذ آن، حجابها را کنار می زند و حقایق پشت پرده را می بیند. برعکس کسی که موحّد نیست و مشرک است و یا قدرت روحی قوی برای کنترل در جهت صحیح آن ندارد، اثرات سوء امواج چشم، اثر می کند بر دیگران.
اصل این نفوذ از طریق چشم، از دل و قلب سرچشمه می گیرد. کسی که می ترسد اثر سوئی از طریق چشم بر دیگران بگذارد، با گفتن ذکر« ما شاء الله لاحول و لا قوه الا بالله » اثر آن را خنثی می کند.

ازتذکرات آیت الله محمد شجاعی ۱۲ ماه مبارک رمضان ۱۳۶۷

قرآن حجت است

بسم الله الرحمن الرحیم

موازین، شب و روز برای من و شما قرآن است؛ نه کشف، نه خواب، نه رفتار ظاهری و نه … هیچ کدام حجت نیست.
روی احتمالات نمی توان بنا نهاد؛ مکشوفات زیادی می شود که مثلا شما در فلان مقام هستید؛ از کجا معلوم از پایه خراب نباشد این مکشوفات.
حجت قرآن است، روایات و رفتار و گفتار معصوم علیهم السلام(حجت است).

از تذکرات معظم له ۱۳۶۷

معاد جلد ۱

بسم الله الرحمن الرحیم

کتاب معاد یا بازگشت به سوی خدا جلد اول

آیت الله استاد محمد شجاعی

چاپ انتشارات سروش

چاپ اول سال ۱۳۶۲

گزیده فهرست:

معاد و برگشت کلی …

دلایل کلیت معاد …

تسبیح همه ی وجود …

مراتب وجود …

معاد هر موجود به تناسب آن است …

فرق لقاء انسان ها با یکدیگر …

حرکت روح و جسم انسان …

بدن اخروی انسان و احکام آن …

چگونگی تکامل روح …

روح انسان مجرد از ماده است …

عوالم سه گانه …

سختی ها و فشار های برزخی در اول ورود …

سوال قبر یا برزخ …

مقایسه خواب و برزخ و مرگ …

حرکت در برزخ …

معاد جلد ۲

بسم الله الرحمن الرحیم

کتاب معاد یا بازگشت به سوی خدا جلد دوم

آیت الله استاد محمد شجاعی

چاپ انتشارات سروش

چاپ اول سال ۱۳۶۳

گزیده فهرست:

بخش اول:

تمثل و تجسم برزخی اعمال …

چهره ی دنیوی اعمال …

مراتب باطن یا درون ما …

بخش دوم:

مسئله زمان در برزخ …

قوه فعلیت …

ماده در حرکت دائم …

حقایق سیال …

آشنایی اجمالی با دگرگونی های برزخی …

بخش سوم:

خصوصیات برزخ و عوالم دیگر …

آرزوی مجرمین و منحرفین در برزخ …

بخش چهارم:

مشاهده ی برزخ و برزخیان …

مراتب حیات …

محدودیت شعور و ادراک انسان در مرتبه ی نازله ی حیات …

بخش پنجم:

گذر از برزخ در دنیا …

آیات قرآن چه میگویند؟

اشاراتی از روایات …

گذشتن از برزخ منافاتی با حضور در آنها ندارد …

مقالات-جلد اول

بسم الله الرحمن الرحیم

کتاب < مقــالات > جلد اول

مبانی نظـــری تــزکیه

آیت الله استـــاد محمد شجاعی

چاپ انتشارات سروش

فهـــرست

مقــدمه …

۱- چه بــوده ایم یا در پشت پـرده چه هستیم

حقیقت اصلی انســــان و صورت اولیه او…

۲- چه گشتــه ایم یا چگونه در پس پـرده افتاده ایم

تنزّل انســان از صورت اولیه و چهره اصلی خویش …

۳- چه می تــوانیم باشیـم یا با کنار زدن پـرده ها چه می شویم

خــروج از حـُجب ظلمانــی …

افاضـات ، اشــراقات ، و اشــارات ربوبــی …

ظهــور و تجلیـّـات انـــوار …

مکاشفــات و مشــاهدات …

تجلّیـــــات …

شهــود و فنـــاء …

خاتمـــه …

پنج رساله

بسم الله الرحمن الرحیم


کتاب پنج رساله نوشته حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی

رساله اول : عقل های کاذب
فصل اول: نسبت بین روح و دل و مشاعر
فصل دوم: نسبت بین دل و مشاعر
فصل سوم: ظهور خصوصیات دل در مشاعر
فصل چهارم: خصوصیات بد و مرض ها و آفت های دل و ظهور آنها درعقل و آثار آن
فصل پنجم: خصوصیات بد، یا مرض ها و آفت ها از نظر قرآن

رساله دوم :  چند واقعیت غیرقابل انکار

رساله سوم :  دل و ماجرای آن

رساله چهارم: صدق توحیدی و عبودی
فصل اول: صدق چیست؟
فصل دوم: صدق توحیدی و عبودی
فصل سوم: در پیشگاه خدا روی صدق توحیدی و عبودی حساب می شود

رساله پنجم : نکته هایی در تشابه کلام و رؤیا

گزیده ایی از کتاب پنج رساله:
……….

از جمله موضوعاتی که می بایست به صورت جدی و مداوم مورد تحقیق و بررسی و مورد تعمق و تفکر و نتیجه گیری قرار می گرفت، و متأسفانه چنین نبوده و نیست، موصوع دل انسان و مشاعر اوست.
البته در فلسفه و عرفان، مخصوصا فلسفه و عرفان اسلامی و از جانب فلاسفه و عرفای اسلامی در این باب تحقیقات و بررسی ها، و تعمق ها و تفکرها و نتیجه گیریهای نسبتا مفصل و مبسوطی که مفید و راه گشا هم بوده، با بهره گیری از عقل و استدلال، و ذوق و وجدان، و بالاتر از همه، با استفاده از براهین و انوار قرآنی، و هدایت ها و اشارتهایی که در روایات و دعاهایی که از حضرات معصومین صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین وارد شده به عمل آمده است، و برای آشنایان خوب به این مباحث فلاسفه  و عرفای اسلامی پوشیده نیست.
لکن از یک سو، بهره مند شدن از آنها فقط  برای معدودی از افراد اختصاص داشته و دارد، و اکثر افراد از آنها بی بهره و بی خبرند، و از سوی دیگر، ابعاد زیادی دراین باب در بوته اجمال و ابهام مانده و توضیح داده نشده و یا مورد غفلت قرار گرفته و اصولا مجهول مانده است که توجه به این ابعاد و توضیح اجمال ها و ابهام ها، و بیان آنچه مورد غفلت قرار گرفته است، لازم می باشد.
آن اندازه که ابزار بدنی دل و مشاعر مورد توجه قرار گرفته و تحقیق ها و بررسی ها، وتعمق ها و تفکرها و نتیجه گیریها در خصوص آنها به عمل آمده و در حد خود برای انسانها مفید هم بوده است، خود دل و مشاعــر مورد توجه قرار نگرفته است، در صورتــــــی که می بایست بسیار بسیار بیشتر از ابزار بدنی دل و مشاعر، در خصوص خود دل و مشاعر حساب می شد، زیرا اصل انسان و حقیقت او، و به تعبیری، موجودیت واقعی و شخصیت حقیقی او، و آنچه به عنوان « انسان » در نظام هستی مطرح است، دل انسان و مشاعر اوست، نه ابزار بدنی آنها. 
……….

احکام تکـویـنی 
در همه خلقت و در همه ابعاد و اجزاء آن احکامی که احکام تکوینی است در جریان است. در خصوص دل انسان و مشاعر او نیز چنین است.
به طوری که برای ابزار بدنی دل و مشاعر انسان احکامی در تکوین هست، برای خود دل و مشاعر هم احکامی در تکوین وجود دارد.
به اقتضای همین احکام تکوینی هر چه در دل انسان و مشاعر او پیش آید، اثر مطلوب یا نامطلوب خود را در پی خواهد داشت، و به لحاظ اینکه مشاعر جلوه های دل هستند، اگر در دل چیزی پیش آید، اثر آن چه اثر مطلوب باشد و چه اثر نامطلوب باشد، در خود دل خلاصه نشده و به مشاعر هم سرایت خواهد کرد و با شدت و ضعف و در درجات مختلف در آنها هم به ظهور خواهد رسید، کما اینکه در مشاعر نیز اگر چیزی پیش آید، اثر مطلوب یا نامطلوب آن علاوه بر خود آنها، در دل هم با شدت و ضعف ظاهر خواهد شد و به دل هم سرایت خواهد کرد. همه اینها به اقتضای احکام تکوینی و به حکم تکوین است.
از همین رهگذر، برای هر کدام از ابزار بدنی دل و مشاعر به تناسب خود سلامت خاص و مرض مخصوص هست و برای حال سلامت آن احکامی در تکوین و نیز برای حال مرض آن احکام دیگری در تکوین معین شده است. برای خود دل و مشاعر هم برای هر کدام به تناسب خود، سلامت خاص و مرض مخصوص وجود دارد و برای حال سلامت آن احکامی در تکوین و برای حال مرض آن احکام دیگری در تکوین مقرر گردیده است، آنهم  بسیار وسیع تر، پیچیده تر،اسرارآمیزتر، و عمیق تر از آنچه برای ابزار بدنی آنها هست. ( دقت شود )

……….
کسی که خود را نمی شناسد و از حقایق آن بی خبر است، و حال سلامت و حال مرض خود و احکام تکوینی مربوط به دو حال را نمی داند، آنجا که گرفتار مرض است، متوجه مرض خود و احکام تکوینی تخلف ناپذیر آن نخواهد شد، و بدون اینکه خود بداند از راه درست دور گشته و به راه انحرافی خواهد افتاد و چون خود نمی داند، راه خود را درست هم خواهد پنداشت، زیرا:
وقتی دل انسان و مشاعر او دارای مرض است، مرضی که مخصوص دل و مشاعر است، از درک صحیح باز خواهد ماند و چنانکه باید، حقیقت ها را درک نخواهد کرد، زیرا «درک» به عنوان یک عمل، از اعمال دل و مشاعر است، و با بودن مرض در آنها هرگز این عمل، یعنی « درک » به نحو صحیح تحقق نخواهد یافت و درک، درک ناصحیح و ناسالم  خواهد بود، و اگر خواستی بگو، درک مریض خواهد بود و صاحب درک مریض چنانکه باید به حقیقت ها چنانکه هست نمی رسد و گرفتار فهم ناقص حقیقت ها و آمیختن آنها به باطل ها، یا انکار آنها و روی آوردن به پندارها و افکار و عقاید بی اساس شده و به انحراف ها می افتد، آنهم درهر بابی  به نحوی، و آنهم بدون اینکه خود متوجه باشد، و درحالی که خود را صائب می داند. و این، حکم تکوین و مقتضای احکام  تکوینی  تعیین شده در خلقت است. ( دقت شود )
به طوری که ابزار بدنی دل و مشاعر در صورت پیدایش مرض در آنها نمی توانند عمل خود را چنانکه باید انجام دهند، دل و مشاعر هم چنین است. ( بازدقت شود )

ادامه دارد…

رساله محبت

بسم الله الرَّحمن الرَّحیم

کتاب “رساله  محبت”نوشته آیت الله استاد شجاعی از انتشارات سروش۱۳۸۷
به انضمام”نه کلام” در باب معارف الهی

بخش اول/ رساله محبت
فصل اول / ایمان حقیقی، وصف دل و شأن آن است
فصل دوم / عبادت اصلی، وصف دل و شأن آن است
فصل سوم / علم و ادراک، در اصل، وصف دل و شأن آن است
فصل چهارم/ تحول دل، حالات و آثار و آداب
فصل پنجم/ محبت
فصل ششم/ آثار محبت و آداب آن




بخش دوم/ نه کلام
کلام اول/ معارف در مخاطره دو عامل
کلام دوم/ ضرورت تبیین صحیح معارف و برکات این تبیین
کلام سوم/ تصویر ناصحیح معارف و تبعات آن
کلام چهارم/ غیب روزه و ضیافت الهی
کلام پنجم/ عبودیت
کلام ششم/ آیت خواب و آیت های موجود در آن
کلام هفتم/ کتاب یا صحیفه عمل انسان-به زبان معروف-نامه عمل
کلام هشتم/ خواب دنیاو غفلت از عالم عهد
کلام نهم / حذف ها و تغییرهای سؤال برانگیز

گزیده ای از کتاب رساله محبت:

ایمان حقیقی، وصف دل و شان آن است:
……….

قرآن کریم در آیات زیاد، به مناسبت های گوناگون، با الحان و تعابیر مختلف، و توأم با نکته ها و اشارتها، اهتمام خاصی روی « دلها » داشته، و برای « دلها» و به تبع آنها برای عقلها و فکرها و چشمها و گوشها حساب مخصوصی قائل شده است که متأسفانه مانند بسیاری از حقایق و معارف قرآنی مهجور گردیده است.
آنچه قرآن در این باب بیان فرموده، و اسراری که در آیات همین باب نهفته است، چیزی نیست که بشود در گفته ها و نوشته ها آورد، زیرا علاوه بر اینکه حقایـق نوری و مقاصد عالیه قرآن در این باب، مانند ابواب دیگر، چنان که هست، از ما محجوبان مستور است، آن مقدار هم که فهمیده می شود، ممکن نیست همه آن به گفته و نوشته بیاید، برای اینکه قسمتی مخصوص کسانی است که از مکاشفات و مشاهدات صحیح برخوردارند، یعنی یافتنی است و نه گفتنی و شنیدنی، قسمتی بسیار دقیق و عمیق است و برای اکثر اشخاص قابل فهم و هضم نیست، و قسمتی هم که می شود گفت و می شود فهمید، احتیاج به شـرح و بسط  طولانی دارد.
……….

                 گر گشـاید دل ســر انبان راز                        جان به سوی عرش سازد  تُرکتاز
                 گر  زبان  گوید ز اســرار نهان                        آتـش افروزد بســـوزد  این  جـهان
                                                                                              ( دفتر اول مثنوی)
قرآن کریم، ایمان حقیقی را که در اصل، ارتباط باطنی با خدای متعال، عوالم غیب، و حقایق پشت پرده است، مخصوص دل، وصف آن، و شأن آن می داند.
مواردی از آیات قرآنی دراین باب را دراینجا می آوریم و برای بازگذاشتن مجال تدبّر در آیات  شریفه، از ترجمه آیاتی که می آوریم صرف نظر نموده و فقط به ذکر جمله ها و نکته هایی که دالّ بر مقصود است اکتفا می کنیم، و به تعمّق در تدبّر هم توصیه می نماییم.
۱- در آیه ۷ سوره مبارکه حجرات می فرماید:

     « … وَ لکِنَّ الله حَبّـبَ إلیکُمُ الایمانَ و زَیّـنَهُ فِی قُـلوبِکم  وَ کَـرَّهَ إلیکُمُ الکُفرَ وَ الفُسُوقَ وَ العِصیانَ … ».

این آیه از این معنا خبر می دهد که خدای متعال ایمان را برای مؤمنین محبوب گردانید و آن را در دلهای آنان زیبا و جذّاب قرار داد، و کفر و فسق و معصیت را برای آنان منفور کرد. پیداست که چنین ایمانی همان ایمان حقیقی است، زیرا وقتی انسان ایمان را دوست داشت و ایمان در دل او چنان جذاب بود که او را از کشیده شدن به سوی کفر و فسق و معصیت باز داشت، ایمان او ایمان به معنی کلمه، یعنی ایمان حقیقی خواهد بود.
……….

این ایمان دل است که کار ساز است، و آثار و برکاتِ ایمان را در بردارد، آثار و برکاتی که قرآن برای « ایمان » ذکر می کند.
ایمانی که در مرحله فکر و عقل است و در این مرحله باقی است و به دل راه نیافته است، ایمانی ابتدایی و صوری است، و چندان کار ساز نیست.
ایمان که در ابتدای امر به کمک فکر و عقل به دست می آید، و به صورت « عقیده » برای انسان است، مادامی که به دل راه نیافته است، از آثار و لوازم ایمان سهم چندانی ندارد.
……….

رمز قضیه جز این نیست که اینها همه آثار ایمان حقیقی، یعنی ایمان راه یافته به « دل » است؛ ایمانی که خدای متعال آن را « ایمان » و صاحب آن را « مؤمن » به حساب می آورد، نه آثار ایمانِ ابتدایی که ایمان ماست، و مشمول ِ « ولمّا یَدخل الایمـان فی قـلوبکُم ».

          پس  چنان کن فعل خود کآن  بی زبان                       باشد أشهَـــد گفتــن و عــین  بیـــان
          تا همــه  تن  عضو  عضوات  ای  پسـر                       گفته  باشد  أشهـد انــدر نفــع و ضرّ
          رفتـن  بنــــده پی خــواجه  گــــواست                       که منـم محکوم  و این مولای  ماست
                                                                                                   ( دفتر پنجم مثنوی )

ادامه دارد…

بقیه الله”صلوات الله علیه”

بسم الله الرحمن الرحیم

گزیده ایی از کتاب بقیه الله (صلوات الله و سلامه علیه ) چاپ انتشارات سروش:

… هر چند به یک معنی کلی رسول خدا صلی الله علیه و آله و همه ائمه علیهم السلام ” بقیه الله ” اند؛ ولی این لقب به امام زمان (سلام الله علیه) اختصاص یافته است. این اطلاق و انتساب طبق مطالبی که در بحث “ولایت تکوینی ” مطرح است، تفسیرشده و تا حدی توجیه و تفسیر درستی تلقی می شود.
توجه به چند نکته ــ که به تفصیل در مباحث “ولایت تکوینی ” پیگیری شده و در اینجا به اختصار و اشاره طرح می گردد ــ ما را در فهم بهتر مسئله مدد کار خواهد بود.

نکته یک:
مخلوق اول: ذات غیبی حضرت حق ــ که در عالم اسماء، درمظاهراسماء یا ظهورات اسماء تجلی می یابد ــ به وجود جمعی واحد در یک حقیقت جلوه می کند. این وجود جمعی واحد همان “مخلوق اول” یا “مثل اعلی” یا “روح اعظم ” یا “وجه الله ” و یا … است که بهترین خصوصیت از خصائص وجودی او، بی واسطه بودن و دیگری حکایتگری به بهترین صورت و کامل ترین وجه از حضرت حق می باشد.
مخلوق اول مخلوقی است که در مخلوق بودن در حد کمال بوده و اسمای حسنای حق در وجود او به خوبی تجلی یافته است. این تجلی چنان است که شهود او، شهود حق است ؛ جمال و جلال مطلق را نشان می دهد و جلوه تام حضرت حق می باشد.
……….

نکته دو:
معصومان مصداق حقیقی اولین مخلوق: قرآن، روایات، دعاها و زیارات معتبر حکایتگر آن است که اولین مخلوق خداوند، انسان کامل بوده که بروجود گرامی حضرت رسول (ص) و اهل بیت عصمت و طهارت (ع) منطبق است. آنان به بهترین صورت و کامل ترین وجه، حکایت از حق و صفات کمال او می کنند، و آئینه وار خداوند را با همه اسما و اوصافش به خوبی نشان می دهند. حضرات معصومین فانی در شهود ذات اقدس خداوندند و نه تنها خویش بلکه توحید و فنای خود را نیز نمی بینند.
……….

نکته سه:
تجلی نو معصوم در جسم مستعد: ” نورمعصوم” اولین مخلوق است و قبل از همه مخلوقات دیگر موجود بوده و هر وقت ماده ــ با ترکیب و استعداد خاص ــ خود را در معرض تابش آن قرار دهد و با آمادگی پذیرش آن، در برابر این نور قرار گیرد، در وی تجلی می کند. ……….

نکته چهار:
ظهور مخلوق اول درترکیب بدنی با مشیت حق؛ مخلوق اول یا روح اعظم یا حضرات معصومین (ع) در ترکیب بدنی و زمینی با ظهور تمام ظاهر می شوند، براین اساس رسول اکرم (ص) ظهورهمان مخلوق اول در زمین است ، علی (ع) نیز چنین است تا حضرت ولی عصر(عج) . اما ظهور آنان در ترکیب زمینی و مادی با مشیت حضرت حق است.
……….

معنی بقیه الله:
می توان “بقیه الله” را به معنای ” آن چیزی که نگه داشته شده است ” و بقیه الله را به معنی “چیزی که خدانگه داشته است” تلقی کرد؛ آنگاه با توجه به نکات ذکر شده میگوئیم: حضرات معصومین (ع) که از ولایت مطلقه برخوردار بوده و مخلوق اول و فانی در وجه حق و مستغرق در عبودیت و عشق به خداوند متعال اند، در ابدان مادی تجلی و ظهور یافته و به مشیت و اذن و خواست حق در ترکیب ارضی برای مدت زمانی نگه داشته شده اند و بر این اساس همه آنها بقیه الله اند. ولی این مسئله در خصوص امام زمان (ع) شدیدتر و طولانی تر است.
……….

امام مهدی علیه السلام در کلام بزرگان علما و عرفای اهل سنت:
محی الدین ابن عربی (۶۳۸ هـ . ق )
ابن عربی که از بزرگان عرفا و در حقیقت پدر عرفان به شمار می رود در فتوحات مکیه خویش باب ۳۶۶ بنابر نقل الیواقیت و الجواهر شعرانی می گوید:
” بدانید که خروج و قیام مهدی (ع) حتمی است، اما قیام او واقع نخواهد گشت ، مگر زمانی که زمین از ظلم و ستم لبریز گردد، سپس مهدی آن را از عدل و داد پر خواهد کرد و اگر یک روز ازدنیا مانده باشد، خداوند آن روز را چندان طولانی کند که خلیفه خدا بیاید. او از عترت رسول الله (ص) و از فرزندان فاطمه (ع) است و جد او حسین بن علی (ع) است. پدر او امام حسن عسکری (ع) فرزند امام علی نقی (با نون) فرزند امام محمد تقی(باتاء) فرزند امام رضا فرزند امام موسی کاظم فرزند امام جعفر صادق فرزند امام باقر فرزند امام زین العابدین فرزند امام حسین فرزند امام علی بن ابی طالب (ع) است…”.

چراغ هدایت

بسم الله الرحمن الرحیم

کتاب چــراغ هــدایت

آیت الله استــاد محمد شجاعـی

چاپ انتشارات سروش ۱۳۹۱

مقدمه ناشر :…

فصل اول : حسیـــن بنـده بــی مانند خـــدا

فصل دوم : ثــواب گــریه برای امـــام حسیــن علیه السلام

فصل سوم : ثــواب زیــارت امـام حسیــن علیه السلام

فصل چهارم: مکــارم اخلاقـی و فضــائل وجـودی امـام حسین علیه السلام

فصل پنجم : خــون سید الشــــهداء (ع) و اشتـداد غضب الـــهی

فصل ششم : هـل من نــاصر ینصـرنی

فصل هفتم : قیـــام مختـــار ثقـفی

تذکـــراتـی در باره مــاه محــــرّم

نمــایه

منــابع

بازگشت به هستی

بسم الله الرحمن الرحیم

کتاب بازگشت به هستی

آیت الله استاد محمد شجاعی

تنظیم و نگارش: محمد رضا کاشفی

چاپ انتشارات اندیشه جوان

چاپ اول سال ۱۳۸۲

فهرست:

پیشگفتار

مقدمه

فرجام اندیشی

فواید فرجام اندیشی

فرجام اندیشی در آیات و روایات

فرجام شناسی

قرآن و فرجام شناسی

فرجام تمامی کارها به سوی خدا و از آن خدا است

در یک نگاه کلی انسان ها یا بد فرجام اند یا نیک فرجام

تأثیر تلاش انسانها در خوش فرجامی و بدفرجامی

آخرت و قیامت ظرف بروز و ظهور فرجامها

نظام آخرت برتر از نظام دنیوی است

آخرت باوری از ارکان ایمان است

انسان و آخرت

ویژگی های این درس ها

نظر

چند نکته

تشکر بایسته

دفتر اول: معاد

مدخل

عمومیت معاد

تسبیح هستی و شمول معاد

معنی تسبیح

خلقت، تسویه، تقدیر و هدایت موجودات

تسبیح همه وجود در آیات و روایات

کلیت معاد و اصول حاکم بر هستی

بازگشت انسان

ربوبیت خداوند

بازگشت به سوی خدا بالقاء اسمای الهی

نقش اسماء در تربیت خلقت

تحلیلی کوتاه از اسمای حسنای خداوند

چرایی تفاوت رویارویی با خدا

معاد انسان و دو اصل بقا و حرکت

لزوم تحول روح و جسم انسان

تحول بدن

دو نکته

تحول روح

چکیده