مهدی شجاعی

دحو الارض

🌍 دحو الارض – گسترش زمین

🔸 هیچ وقت صحیح نیست قرآن را با نظرات و فرضیه‌ها تطبیق بکنیم…

🔹 ارض دل ما هم دحوی دارد مانند دحو این ارض…

“اصل ارض الله قلب عارف است”

🔷 خلقت انسان در این عالم بی نمونه نیست … دحو الارض را می‌شود برای دل انسان تطبیق کرد … دل انسان نیز باید دحوی داشته باشد (همان شرح) تا آنچه که باید از آن به ظهور برسد.

حرکت در برزخ _ بخش ۵

🔹عالم پس از مرگ🔻
🔸تکامل و حرکت در برزخ ۵ 🔸

یکی از بحث برانگیزترین مباحث عالم پس از مرگ، “برزخ” و اثبات سیر تکاملی در برزخ ( قسمت پنجم و پایانی)

🔹مجموعه مباحث معاد گنجینه ای است ارزشمند از بیانات #علامه_شجاعی (ره) که درسال ۱۳۶۵ شمسی ایراد شده است.

معنی دقیق حسد

⚠️مرضی است در قلب…

📌 حسد عبارت است از نوعی حالت ناخشنودی و تحرک درونی در قلب نسبت به نعمت ها و فضیلت های دیگران.

📌 آنچه بخاطر وجود حسد در گفتار یا عمل در شخص حاسد جلوه میکند هرکدام عنوان و حساب جداگانه‌ای پیدا میکند و قرآن هم همین دوست داشتن درونی بدی برای دیگری و دوست نداشتن قلبی خوبی برای دیگری را بعنوان خصلت بدِ حسد یاد کرده‌است.

🔸 البته اگر کسی از وجود حسد در دل خود بیزاری پیدا کرد و از این حرکت درونی خود بدش آمد، چنین شخصی از شر حسد محفوظ شده‌است و این حالت حسد معفوّ نامیده شده‌است.

🔹 مؤمن باید نسبت به همه ناصح باشد. یعنی سعی بکند خوبی ها و نعمت ها در دست همه بدون استثنا باقی باشد و از این مسأله خوشحال و راضی باشد و در این مورد دعا و سعی هم بکند. این مرحله‌ای بالاتر از مراحل گفته شده است و رسیدن به آن احتیاج به مجاهدت های فراوان دارد.

☀️۱۳۶۲ شمسی مباحث تزکیه وخودسازی

#آیت_الله_محمد_شجاعی (ره)

کبر در برابر بندگان خدا

“کبر در برابر بندگان خدا”

⁉️ چگونه انسان می تواند خودش را از دیگری برتر بداند در حالی که به عاقبت خود علم ندارد؟

🔸️ عاقبت انسان، جز برای خدا، برای کسی روشن نیست.

✅️ بخشی از بیانات حضرت علامه محمد شجاعی (ره) در خصوص کبر در برابر بندگان خدا (بحث مبانی نظری و عملی تزکیه و خودسازی) ۱۳۶۳ شمسی

عهد الست

بسم الله الرحمن الرحیم

🌺 در « عالم اَلست » یا «روز ازل » که موطن قرب و حضور است، انسان با شهود وجه کریم ربوبی ، و جمال و جلال بی نهایت او ، به نحوی که در وهم نگنجد، و در تصور نیاید، مجذوب وجه او و جمال و جلال او شد و عشق بر انسان حاکم گشت.

🔹به اقتضای عشق و انجذاب سخت، و به حکم غلیان محبّت و هیمان آن، به زبان آمد و عشق خود را اظهار کرد و گفت:

🔹معبود من!
تویی محبوب من؛ مذکور من؛ مطلوب من؛ و مطاع من.
در حالی که سخت مجذوب بود گفت:
معبود من!
با تو عهد می کنم که غیر تو را نخواهم؛ غیر تو را یاد نکنم؛ غیر تو را طلب نکنم؛ غیر تو را اطاعت نبرم؛ و در این راه هر سختی را به جان می خرم و به عهد خود وفا می کنم.

🔹و گفت:
چگونه می شود از تو روی برگردانم؟ دل به غیر تو بدهم؟ غیر تو را یاد کنم؟ غیر تو را طلب کنم؟ و از غیر تو اطاعت کنم ؟

🔹به حکم عشق و جوشش آن متذکّر این شد که نکند استغنای جناب معبود پیش آید و او را کنار بزند و به آنچه در وهم نگنجد گرفتار آید؟!

🔹لذا گفت: پروردگار من!
با تضرّع و فقر از تو می خواهم به بندگی خود، قبولم بفرمایی؛ از جوار خود دورم نگردانی؛ محرومم نکنی؛ به آتش فراق خود گرفتارم نسازی؛ و به آتش سخط خود عقوبتم نفرمایی و مرا در جهنّمِ طرد خود قرارم ندهی.

🔹آنچه در دل مضطرب و پریشان و در دل خائف و نگران داشت به زبان آورد و به تضرّع پرداخت که تفصیل گفتنی های آن مجال مناسب خود را می طلبد آنهم گفتنی های آن و ناگفتنی ها هم ناگفتنی است و اهل آن را می خواهد و رسیدنی های آن هم مخصوص صاحبان آن است…

#عالمالست #ذرمیثاق #روزازل #موطنقرب #وجهکریم #جمالجلال #عشق #انجذاب #محبوب #وفایعهد #طلب #معبود #استغنایحق #رب #قالوابلی #آیتالله_شجاعی (ره)

از تقریرات و اشارات حضرت علامه محمد شجاعی (ره)

تبدیل غذا به عقل و ایمان

🌙 بسم الله الرحمن الرحیم

«لقمه تبدیل به عقل و ایمان مى‏ شود»

… جمله‏ ای [را] پسر خود من و آن همراهى که با او بود از آقاى بهجت نقل کردند که…گفتند ، هر لقمه‏ ای که به دهانتان مى‏‌گذارید ، آن را لقمه ندانید ، [بلکه] ایمان است ، عقل است ، فکر است ، روش است ، عمل است !.

البته این برداشت از آیات و روایات است ، اما جمله را به این شکل گفتن ، گاهى از بزرگان هست که انسان خیلى به دلش مى‏ نشیند؛ غذایى که مى‏‌خورى نگو غذاست ، ایمان مى‏‌خورى! یا ایمانت خراب خواهد شد یا ایمانت خوب خواهد شد ، عقل است [که] مى‏‌خورى که یا عقلِ کج خواهد بود یا عقلِ درست خواهد بود ، فکر است که مى‏‌خورى ، یعنى مبدل به فکر و عقل و ایمان خواهد شد…

… غذاى حرام که خوردى معلوم است چه خواهد شد ، چه فکرى از آن متولد خواهد شد ، چه عقلى از آن متولد خواهد شد ، ایمان به چه صورت خواهد آمد. اینها همه غذاهاست که به این صورت در مى‏‌آید.

حالا حرامها را که نمى‏‌خورید ، مُشتبهات را هم نخورید ، هر جایی غذا نخورید ، غذاى هر کسى را نخورید ، غذاى هر مهمانخانه اى را ، هر هتلى را نخورید ، مگر این که جایى را پیدا کنید که بدانید غذایش حلال است ، خوب است. ولى [اگر] برایتان مشتبه شد ، نخورید ، یعنى فکر نکنید چیزى نیست ، نزد اهل باطن این مُسلّم است [که اگر] شما یک غذاى مشتبه خوردید ، هر چه تلاش کنید ، حال عبودیت در شما پیدا نخواهد شد! ما عالم را و سرّش را نمى‏‌فهمیم !.

مواظبت کنید که از عقل خودتان نخواهید که به شما بفهماند که چرا غذاى حرام نمى‏ گذارد قلب من به حال بیاید. عقل مى‏ گوید که من معذرت مى‏‌خواهم ، اینجا جاى من نیست ، من در این میدان نمى‏‌توانم جَوَلان داشته باشم ، این را از فوق من بپرسید ؛ [فوق او] کیست؟ وحى است ؛

اگر عقل اینها را دریافت مى‏‌کرد که دیگر وحى نمى‏‌خواست. عقل را به کار نبرید که چطور مى‏‌شود! اینها را شنیدید ؛ ولى گاهى من مى‏‌ترسم عقلتان را به کار ببرید ، که عقل بیچاره کارش این نیست ؛ آن (عقل) هم بیاید ، شما هم به شک بیافتید که زیاد قبول نکنید! …

🔹این کار وحی است…

✅ «بی توفیقی و غذای حرام و مشتبه»

… غذاى حرام نمی گذارد ما حال پیدا کنیم، نمی‌گذارد انسان قلبش به حال بیاید، نمی‌گذارد انسان رقّت قلب پیدا بکند. [اگر] عقلتان دریافت نکرد ، نگوئید حالا این دستورى است که معلوم نیست چگونه است! عقل کارش این نیست.

مانند این است که مثلاً شما گوشتان را بگیرید به طرف آن گل زیبایى که بوى خوبى هم دارد، قیافه خوبى هم دارد و هى به گوشتان بگوئید: می‌بینى چقدر زیباست! حالا چشم را هم بسته‌‏اید! گوش بالاخره شعور دارد، درک دارد ، ولى می‌گوید: مرا ببخشید ، این که می‌گویى از من برآورده نیست، بفرمائید به سراغ چشمتان بروید، اگر از منِ ( گوش ) چیزى بخواهید ، بپرسید، [باید این را بپرسید که] این صدا خوب است، ( یا ) آن صدا بد است، ( منِ گوش ) این را تشخیص می‌دهم.

یا چشمتان را به گل بدوزید و بگوئید: می بینى چقدر بوى خوب دارد؟ می گوید: این کار از من برآورده نیست ! به سراغ شامّه برو.

عقل کارش این نیست ، عقل می گوید برو به سراغ وحى ؛ منِ (عقل ) نمی‌فهمم غذاى حرام و شبهه ناک چگونه انسان را بى‌توفیق می کند ، برو از وحى بپرس! بدان حتمى است…

ادامه دارد… .

✅ ازبیانات حضرت استاد درماه مبارک

 

🌙نحوه دعا در شب قدر 🤲

🔸(در دعا) هم خیرات دنیوی را بخواهید، هم خیرات اخروی را ، هم از شرور دنیوی به خدا پناه ببرید هم اخروی، تنبلی هم نکنید! …

🔺… (یعنی) دستور است که نگویید:
“ خدایا ! تو می دانی من چه می خواهم ”

خدا می داند، اما آن باز کردن ریز ریز خواسته ها و به زبان آوردن و خواستن آنها از خدا ، این دستور است.

🔹حوائج تان را باز کنید و ریز به ریز بشمارید و در محضر خدا بخواهید ، چه آنجا که خیر دنیا و آخرت را می خواهید و چه آنجا که دفع شر را می خواهید ، ریز به ریز باز کنید و به زبان بیاورید و بخواهید …

📖کتاب ضیافت حقیقی ص ۱۲۱

آسان ترین چیز در ماه مبارک

🌙🌸
🔹آسان ترین چیزی که خدا واجب کرده است برای روزه دار در روزه اش ؛ ترک خوردن و آشامیدن است؛ مشکل جای دیگر است…

🔸روزه یک ظاهری دارد و یک باطنی دارد ؛ باطن روزه را ما سعی در تحصیلش نمیکنیم…

🔻چون ما به باطن روزه توجه نکردیم، از روزه‌ی ما در باطن هیچ خبری نیست ؛ کما اینکه از نماز ما در باطن هیچ خبری نیست.

ضیافت الهی

بسم الله الرحمن الرحیم

همه ی ما شنیده ایم که شهر مبارک رمضان ، شهر ضیافت الله است؛ ماهی است که انسان ها به مهمانی خوانده شده اند، از همان ابتدا.

این اندازه ما شعور داریم که خدا که انسان ها را به ضیافت خودش خوانده، این ضیافت که محرومیت از خوردن ها و آشامیدن ها است ( که قبلا داشته‌ایم) . اما این چه ضیافتی است و این چه معنایی دارد؟

این اولین سوالی است که بنظر ما می‌آید . اما با همان تعقل کم خودمان پی می‌بریم که از همین مسئله ما می‌توانیم یک سیر فکری در اسرار عبودیت را پیش بگیریم و خیلی از حقایق در عبودیت برای ما کشف بشود که اصلا عبودیت یعنی چه …

خود این جمله که ما در این ماه به ضیافت الهى دعوت شده‌ایم، خدا ما را به ضیافت خود دعوت کرده است و این هم چنین است که نباید بخوریم،نباید بیاشامیم، وحتى از آن چیزهایى که براى ما مباح بود باید امساک بکنیم، این را مى‏‌دانیم که از یک طرف ضیافت است، از یک طرف این مسائل. این چه معنا مى‌دهد؟

یعنى وقتى این دو جمله را بهم ضمیمه مى‏‌کنیم که از طرفى ضیافت، از طرفى حتى چیزهاى مباح را کنار گذاشتن! این دو را وقتى کنار هم قرار مى‏ دهیم، با همان درک کم خودمان بررسى مى‏ کنیم، این حقیقت و این معنا را مى‏ فهمیم که ما، هرچه از غیر خدا دل برداریم و بسوى خدا انصراف داشته باشیم، در جوار خدائیم و مهمان خدائیم و به کمال رسیده ایم، به اصل سعادت رسیده ‏ایم…

اولین معنى که این دو جمله مى ‏دهد همین است. نمى ‏خورم ، مهمان خدا هستم ، اگر بخورم مهمان خدا نیستم.
من از شما سؤال مى‏ کنم ، من در عین این که نمى ‏خورم، از خوردن امساک مى ‏کنم براى رضاى خدا و در همین حال من مهمان خدا هستم، در دار ضیافت الهى قرار گرفته ام ، معنى اش این است که من چون ضیف خدا هستم، از خدا اطعام مى ‏شوم یا نمى ‏شوم؟ مى‏ شوم ، چون ضیف او هستم.

پس اطعام شدن من از ناحیه حق در چه چیز است؟ در این که من از خوردن امساک بکنم! خوردن من، نخوردن من است.

خوردن من از آنچه که باید بخورم ، التذاذ من از آنچه که باید ارتزاق بشوم ، باصطلاح خودمان از آنچه که باید تغذیه بشوم ، در این است که تغذیه هایی که معمول ماست، آن را کنار بگذارم. توجه مى‏ کنید؟

آن که مى‏ گوید: اُقتلونى اُقتلونى یا ثِقاتى إنّ فى قتلى حیاتى ، دوستان من مرا بکشید که در کشتن من حیات من است ، البته این معنى جامعى است: فلا تحسبن الذین قتلوا فى سبیل الله… این خودش یک باب است.

✅ سیراب شدن من در تشنگى من است؟ بله! … .

(حقیقت عبودیت همین است)

ارتباط با امام زمان (ع)

🌸 “امام زمان (ع) وارث همه‌ی انبیاء و اولیاء و خاتم ولایت الهی است”

🔹هر فیضی به شما برسد به واسطه ی آن حضرت خواهد بود ؛ چه متوجه امام زمان‌(ع) باشید یا نباشید ؛ بدانید یا ندانید ؛ بفهمید یا نفهمید ؛ واسطه ی فیض است ؛ “باب الله” است “عین الله” است …

🌸 “دعا برای تعجیل فرج و ارتباط با حضرت امام زمان(ع) را وظیفه ی خود بدانید”

{سال ۱۳۶۹ هجری شمسی}

دل رسول الله (ص)

⬇️ فایل صوتی کامل ⬇️

🌹تولد🚩 شهادت

تولد حضرت سید الشهدا (ع) تولد خاصی است ؛ در روز تولد ایشان هم ، انسان متذکر مصائب آن حضرت می شود.

🔸در روز تولد ایشان خبر شهادت و آن ظلم هایی که به حضرت می‌شود را به حضرت رسول اکرم (ص) دادند.

🔺فلذا از همان روز تولد ایشان ، تذکر مصائب آن حضرت همراه بوده.