مهدی شجاعی

دهه اول ذی الحجه

بسم الله الرحمن الرحیم

… و خدا در فرج امام زمان صلوات الله علیه تعجیل بفرماید و این ظلم ها را که به اسلام و مسلمین می شود ، اینها را خدا با ظهور و قیام آن حضرت ، از میان بردارد؛

و فراموش نکنید ایام دهه ذی الحجه را و از اعمالش انجام دهید و مخصوصا شب عرفه را ، برنامه ریزی کنید و به عبادت بگذرانید ، به توبه و دعا و عبادت مخصوصاً شب عرفه ؛ سعی کنید با برنامه ریزی آنچه می توانید شبش را بیدار باشید و نخوابید و توبه بکنید و دعا کنید برای خواسته های خود ؛

بلکه شما و ما در این ده روز و شب عرفه مشمول یک نظر و عنایتی و…

و بشود از آن ” اَمرها ” که « إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ » ؛ یک اراده و نظر از او گرفتید ، عنایتی گرفتید ، شما کلاً فرق کردید و از این زمره خارج شدید ؛ خدا اگر نظر کرد می بینید که واقعاً انسان دیگر انسان دیروز نیست ، کلاً عوض شد.

✅ از بیانات حضرت استاد (ره) در روز اول ذیحجه ۱۴۱۴ ق

 

أسماء الحسنى

🌺أسماء الحسنى🌺

چگونه می توان اسمای حسنای الهی را احصاء نمود؟

حضرت رسول صلّی الله علیه و آله فرمود:

« برای خدا در میان اسماء او، نود و نه اسم وجود دارد که هرکس آنها را احصاء کند به بهشت و به جوار خدای متعال راه می یابد.»

احصاء مورد نظر، احصائی است که انسان با آن احصاء در طریق بهشت و در جوار حق حرکت می کند، و در مدارج عبودیت، و توحید پیش می‌رود و احصائی است که انسان با آن احصاء در سفر الی الحق و در سلوک الی الله مراتب را سیر می‌کند و به موطن خود می‌رسد، و احصائی است که انسان با آن احصاء صعود نموده و عوالم را پشت سر می‌گذارد و به جایگاه اصلی خود که از آن نزول کرده است نایل می‌گردد، و احصائی است که انسان با آن احصاء وظایف بندگی و آداب عبودی را به جا می‌آورد و به جوار معبود خود راه می‌یابد؛

🔹« مَن أحصاها دَخَلَ الجَنَّه »

📘 « #اسماء_حسنی » تألیف حضرت استاد آیت الله محمد شجاعی (ره)

تلفن مرکز پخش انتشارات سروش : ۰۲۱۶۶۴۹۳۶۲۲ — ۰۲۱۸۸۳۱۰۶۱۰

تبدیل غذا به عقل و ایمان

🌙 بسم الله الرحمن الرحیم

«لقمه تبدیل به عقل و ایمان مى‏ شود»

… جمله‏ ای [را] پسر خود من و آن همراهى که با او بود از آقاى بهجت نقل کردند که…گفتند ، هر لقمه‏ ای که به دهانتان مى‏‌گذارید ، آن را لقمه ندانید ، [بلکه] ایمان است ، عقل است ، فکر است ، روش است ، عمل است !.

البته این برداشت از آیات و روایات است ، اما جمله را به این شکل گفتن ، گاهى از بزرگان هست که انسان خیلى به دلش مى‏ نشیند؛ غذایى که مى‏‌خورى نگو غذاست ، ایمان مى‏‌خورى! یا ایمانت خراب خواهد شد یا ایمانت خوب خواهد شد ، عقل است [که] مى‏‌خورى که یا عقلِ کج خواهد بود یا عقلِ درست خواهد بود ، فکر است که مى‏‌خورى ، یعنى مبدل به فکر و عقل و ایمان خواهد شد…

… غذاى حرام که خوردى معلوم است چه خواهد شد ، چه فکرى از آن متولد خواهد شد ، چه عقلى از آن متولد خواهد شد ، ایمان به چه صورت خواهد آمد. اینها همه غذاهاست که به این صورت در مى‏‌آید.

حالا حرامها را که نمى‏‌خورید ، مُشتبهات را هم نخورید ، هر جایی غذا نخورید ، غذاى هر کسى را نخورید ، غذاى هر مهمانخانه اى را ، هر هتلى را نخورید ، مگر این که جایى را پیدا کنید که بدانید غذایش حلال است ، خوب است. ولى [اگر] برایتان مشتبه شد ، نخورید ، یعنى فکر نکنید چیزى نیست ، نزد اهل باطن این مُسلّم است [که اگر] شما یک غذاى مشتبه خوردید ، هر چه تلاش کنید ، حال عبودیت در شما پیدا نخواهد شد! ما عالم را و سرّش را نمى‏‌فهمیم !.

مواظبت کنید که از عقل خودتان نخواهید که به شما بفهماند که چرا غذاى حرام نمى‏ گذارد قلب من به حال بیاید. عقل مى‏ گوید که من معذرت مى‏‌خواهم ، اینجا جاى من نیست ، من در این میدان نمى‏‌توانم جَوَلان داشته باشم ، این را از فوق من بپرسید ؛ [فوق او] کیست؟ وحى است ؛

اگر عقل اینها را دریافت مى‏‌کرد که دیگر وحى نمى‏‌خواست. عقل را به کار نبرید که چطور مى‏‌شود! اینها را شنیدید ؛ ولى گاهى من مى‏‌ترسم عقلتان را به کار ببرید ، که عقل بیچاره کارش این نیست ؛ آن (عقل) هم بیاید ، شما هم به شک بیافتید که زیاد قبول نکنید! …

🔹این کار وحی است…

✅ «بی توفیقی و غذای حرام و مشتبه»

… غذاى حرام نمی گذارد ما حال پیدا کنیم، نمی‌گذارد انسان قلبش به حال بیاید، نمی‌گذارد انسان رقّت قلب پیدا بکند. [اگر] عقلتان دریافت نکرد ، نگوئید حالا این دستورى است که معلوم نیست چگونه است! عقل کارش این نیست.

مانند این است که مثلاً شما گوشتان را بگیرید به طرف آن گل زیبایى که بوى خوبى هم دارد، قیافه خوبى هم دارد و هى به گوشتان بگوئید: می‌بینى چقدر زیباست! حالا چشم را هم بسته‌‏اید! گوش بالاخره شعور دارد، درک دارد ، ولى می‌گوید: مرا ببخشید ، این که می‌گویى از من برآورده نیست، بفرمائید به سراغ چشمتان بروید، اگر از منِ ( گوش ) چیزى بخواهید ، بپرسید، [باید این را بپرسید که] این صدا خوب است، ( یا ) آن صدا بد است، ( منِ گوش ) این را تشخیص می‌دهم.

یا چشمتان را به گل بدوزید و بگوئید: می بینى چقدر بوى خوب دارد؟ می گوید: این کار از من برآورده نیست ! به سراغ شامّه برو.

عقل کارش این نیست ، عقل می گوید برو به سراغ وحى ؛ منِ (عقل ) نمی‌فهمم غذاى حرام و شبهه ناک چگونه انسان را بى‌توفیق می کند ، برو از وحى بپرس! بدان حتمى است…

ادامه دارد… .

✅ ازبیانات حضرت استاد درماه مبارک

 

ضیافت الهی

بسم الله الرحمن الرحیم

همه ی ما شنیده ایم که شهر مبارک رمضان ، شهر ضیافت الله است؛ ماهی است که انسان ها به مهمانی خوانده شده اند، از همان ابتدا.

این اندازه ما شعور داریم که خدا که انسان ها را به ضیافت خودش خوانده، این ضیافت که محرومیت از خوردن ها و آشامیدن ها است ( که قبلا داشته‌ایم) . اما این چه ضیافتی است و این چه معنایی دارد؟

این اولین سوالی است که بنظر ما می‌آید . اما با همان تعقل کم خودمان پی می‌بریم که از همین مسئله ما می‌توانیم یک سیر فکری در اسرار عبودیت را پیش بگیریم و خیلی از حقایق در عبودیت برای ما کشف بشود که اصلا عبودیت یعنی چه …

خود این جمله که ما در این ماه به ضیافت الهى دعوت شده‌ایم، خدا ما را به ضیافت خود دعوت کرده است و این هم چنین است که نباید بخوریم،نباید بیاشامیم، وحتى از آن چیزهایى که براى ما مباح بود باید امساک بکنیم، این را مى‏‌دانیم که از یک طرف ضیافت است، از یک طرف این مسائل. این چه معنا مى‌دهد؟

یعنى وقتى این دو جمله را بهم ضمیمه مى‏‌کنیم که از طرفى ضیافت، از طرفى حتى چیزهاى مباح را کنار گذاشتن! این دو را وقتى کنار هم قرار مى‏ دهیم، با همان درک کم خودمان بررسى مى‏ کنیم، این حقیقت و این معنا را مى‏ فهمیم که ما، هرچه از غیر خدا دل برداریم و بسوى خدا انصراف داشته باشیم، در جوار خدائیم و مهمان خدائیم و به کمال رسیده ایم، به اصل سعادت رسیده ‏ایم…

اولین معنى که این دو جمله مى ‏دهد همین است. نمى ‏خورم ، مهمان خدا هستم ، اگر بخورم مهمان خدا نیستم.
من از شما سؤال مى‏ کنم ، من در عین این که نمى ‏خورم، از خوردن امساک مى ‏کنم براى رضاى خدا و در همین حال من مهمان خدا هستم، در دار ضیافت الهى قرار گرفته ام ، معنى اش این است که من چون ضیف خدا هستم، از خدا اطعام مى ‏شوم یا نمى ‏شوم؟ مى‏ شوم ، چون ضیف او هستم.

پس اطعام شدن من از ناحیه حق در چه چیز است؟ در این که من از خوردن امساک بکنم! خوردن من، نخوردن من است.

خوردن من از آنچه که باید بخورم ، التذاذ من از آنچه که باید ارتزاق بشوم ، باصطلاح خودمان از آنچه که باید تغذیه بشوم ، در این است که تغذیه هایی که معمول ماست، آن را کنار بگذارم. توجه مى‏ کنید؟

آن که مى‏ گوید: اُقتلونى اُقتلونى یا ثِقاتى إنّ فى قتلى حیاتى ، دوستان من مرا بکشید که در کشتن من حیات من است ، البته این معنى جامعى است: فلا تحسبن الذین قتلوا فى سبیل الله… این خودش یک باب است.

✅ سیراب شدن من در تشنگى من است؟ بله! … .

(حقیقت عبودیت همین است)

مبانی نظری و عملی تزکیه (تکمیل شده✅)

به روز رسانی اخیر ۳ فروردین ۱۴۰۱ : فایل های ۲۷ الی ۳۱ اصلاح و به روزرسانی شد.

در خصوص فایل های صوتی بحث تزکیه و خودسازی منتشر شده در سایت حضرت استاد دو نکته حائز اهمیت است:

۱- فایل های صوتی این بخش توسط مرکز نشر، بر اساس ترتیب مباحث ایراد شده‌ی حضرت استاد مرتب سازی شده است و این ترتیب بندی منحصراً در سایت مرکز نشر موجود می‌باشد.

۲- تمام فایل های صوتی در این بخش از طریق رادیو قرآن تحت عنوان “کیمیای وصال” پخش شده است. (فایل اصلی جلسات توسط مرکز نشر در دست بررسی و تدوین می‌باشد)